« یک‌سال گذشت... | صفحه اصلی | نامه دولتی خلاف قانون »

۵۰ سال بعد

حالا فكر كرديد 50سال بعد چه اتفاقاتی ممكنه بيفته؟
متاسفانه يا خوشبختانه افق ديد همه‌ی ما مدت‌هاست از نوك دماغ‌مان جلوتر نرفته، ولي برای يك لحظه فكر كنيد سال‌ها گذشته، اگه قرار باشه اتفاقات امروزی بيفته چطوری می‌شه؟ حتماً به سوژه‌هاي جالبی بر می‌خوريد.
در ممالکی که ضریب انتقادپذیری مدیران بسیار پایین است، برای گوشزد کردن مشکلات باید به شیوه‌های عجیب و غریبی متوسل شد، که یک مورد آن می‌تواند طنز باشد، حال چه بهتر که این طنز هم مربوط به زمانی شود در آینده بعید.

چند وقت پیش ستونی در هفته‌نامه نقدحال به‌وجود آمد به نام «۵۰ سال بعد در مطبوعات» که پس از مدتی مسئول آن ناگهان تصمیم گرفت ننویسد و ما هم چون از این ستون خوش‌مان می‌آمد، تصمیم گرفتیم ستون را حفظ کنیم؛‌ و طبق معمول دفتر هفته‌نامه نقدحال جبران کم‌کاری دیگران افتاد گردن من.
این شد که نام ستون را گذاشتم «۵۰ سال بعد به گزارش یک روزنامه‌نگار» و حدود ۱۰ شماره است که مطالب آنرا هر هفته با مشورت بچه‌های دفتر می‌نویسم. -شاید بتوان گفت این ستون تنها بخش نشریه است که تمام اعضا حتماْ یک‌بار آنرا می‌خوانند- بعضی وقت‌ها جالب شد و بعضی وقت‌ها لوس و بی‌مزه.
حالا این چند نمونه را از میان همه‌ی آن مطالب بخوانید و قضاوت کنید:
17/5/1436
در مراسم با شكوهی كه در سالن بيمارستان صدهزار تخت خوابی كرمانشاه به همت اداره كل مطبوعات استان و ساير مديران كل تشكيل گرديد، مدير كل اداره كل مطبوعات استان ضمن گله و شكايت از مطبوعات كه هر كسی ساز خودش را می‌زند و هيچكس ساز ما را نمی‌زند، گفت: آخه اين رسمشه كه شما ساز خودتان را بزنيد و ما جشن برايتان بگيريم، كوفتتان شود. در اين مراسم هم ساير مديران گفتند: كوفتتان شود. و هنگام صرف شام در رستوران آرامستان كرمانشاه مدير كل و ساير مديران با هم يكصدا گفتند: روز خبرنگار سال ديگر همه شما چند قدم اونورتر.
خبرنگار فضول نقدحال بيرون آمد تا ببيند چند قدم اونورتر كجاست؟ و در گزارش نوشت جايی نبود همه‌اش قبر بود. و در پايان مراسم به هركدام از مدعوين يك نايلون كتاب دادند كه چاپ هفتاد سال پيش بود و قسمتی‌هايی از جلد و كاغذهای متن را موش يا هر حيوان ديگری جويده بود. موش خوردگی از كدام جانب است هنوز مشخص نشده است.
27/5/1436
روزی بود كه هر كسی وارد پمپ بنزين می‌شد و هر چقدر دلش میخواست بنزين در باك اتومبيل‌اش ذخيره می‌كرد و حتی چند ليتری هم از آن به زمين می‌ريخت و اصلا مهم نبود . اين بخشی از قصه‌ی پدر بزرگ بود كه چند هفته پيش منتشر شده بود و مورد اعتراض دولت و ملت قرار گرفته بود.
ملت گفته بود: چه حرفا ما تا يادمان می‌آد بنزين قطره‌ای بود كه روی زبان ريخته می‌شد.
سخنگوی دولت هم تذكر فرستاد: كه فيل مردم را ياد هندوستان نيندازيد.
2/6/1436
با آغاز به كار ليگ خيلی زياد برتر، بازي‌های تيم «قندعسل‌بابا» در ورزشگاه انقلاب كرمانشاه آغاز شد. در اولين ديدار تيم «قرچنبوق» مقابل تيم كرمانشاه حاضر و نتيجه اين ديدار 2 بر 2 مساوی و به نفع تيم قندعسل بابا تمام شد.
در حواشی بازی 18 نفر از اعضای تيم مقابل به علت ناهمواری‌هاي زمين مصدوم شدند كه حال 14 نفر به شدت وخيم گزارش شد. مدير عامل تيم قرچنبوق اعلام كرد 3 نفر از كادر فنی اين تيم در ورزشگاه مفقود شده‌اند. تلاش براي يافتن اين 3 نفر همچنان ادامه دارد. بنابر اعلام مسئول ستاد گمشدگان ورزشگاه انقلاب تيم حفاری وزارت نفت جهت يافتن اين اشخاص به منطقه اعزام خواهد شد.
5/6/1436
در جلسه صبح امروز شورای شهر کرمانشاه که با حضور همه اعضا برگزار شد، 4نفر کشته و 36 نفر زخمی شدند که حال 29 نفر از آنها وخيم گزارش شده است.
در پی اختلاف نظر اعضای شورا در انتخاب شهردار و درگيری لفظي بين اعضا، رئيس شورا که نتوانست حضار را به سکوت دعوت کند با شليک تير هوايی از دو طرف درگير خواست تا به بحث و جدل‌های خود پايان دهند. اما متاسفانه اين اقدام رئيس شورا نه تنها سبب آرامش نشد بلکه درگيری را به فاز نظامي برد. پس از اين، اعضاي شورا صندلي‌هاي خود را ترک و در سنگرهاي تعبيه شده در سالن جلسات قرار گرفتند. بر اثر اين درگيري عده‌اي از خبرنگاران و مردم حاضر در ساختمان شوراي شهر کرمانشاه مورد اصابت گلوله و ترکش قرار گرفتند، که متاسفانه 4 نفر از ايشان به علت شدت جراحات وارده فوت کرده‌اند.
لازم به ذکر است هم‌اکنون کنترل سالن شوراي شهر در دست نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل متحد است که براي پايان دادن به درگيري‌ها به منطقه اعزام شده‌اند. دبيرکل سازمان ملل و نمايندگان پنج کشور عضو دايم شوراي امنيت، صبح فردا براي ديدار با دو طرف درگير به کرمانشاه سفر خواهند کرد.
5/7/1436
اعضاي شوراي شهر كرماشان بالاخره تصميم گرفتند پس از سال‌ها درگيري و مجادله شهردار انتخاب كنند. به همين دليل در نهايت صلح و صفا با 8 راي موافق و يك راي مخالف »مهندس شهرشناس شهرداريان« را به عنوان شهردار جديد كرماشان منصوب كردند.
آن عضو مخالف در خصوص راي منفي خود گفت: ... –به خاطر اينكه نشريات استان فكر نكنند ما هميشه خلاف جريان آب شنا مي‌كنيم، اين بخش از گزارش حذف شد-
در ادامه اين جريان شادي و سرور فراوان سرتاسر شهر كرماشان را فرا گرفت و همه مردم يك‌پارچه فرياد زدند: «شهردار داشتن چه خوبه، ديگه شورا محبوبه» تا پاسي از شب گذشته شعارهايي از اين دست به گوش مي‌رسيد.
6/7/1436
اعضاي شورا كه ديروز »مهندس شهرشناس شهرداريان« را به عنوان شهردار انتخاب كرده بودند، جهت ابلاغ حكم وي كه امروز صبح از سوي والي كرماشان تنفيذ شده بود به محل كار اين مهندس خوش‌نام رفتند. اما متاسفانه وي را آنجا نيافتند و براي اينكه دست عجانب وارد كار نشود بدون پرس و جو از همكاران وي به سمت منزل منهدس شهرداريان رفتند.
وقتي به خانه مورد نظر رسيدند، به جهت نشان دادن همدلي همه اعضا با هم در زدند. بعد منتظر شدند تا كسي در را باز كند. »شهردوست شهرداريان« نتيجه مهندس شهرداريان در را به روي اعضاي شورا گشود و آنها را به داخل منزل راهنمايي كردند.
پس از ورود به منزل و صحبت با اعضاي خانه معلوم شد كه مهندس شهرداريان 29 سال پيش دارفاني را وداع گفته. به همين دليل اعضاي شورا حكم مهندس را به بازماندگان وي اهدا و با حضور بر سر مزار اين مهندس فقيد براي او طلب آمرزش كردند.
لازم به ذكر است نام مهندس شهرداريان از 42 سال پيش در دستور كار شوراي شهر كرماشان قرار گرفته بود و به علت درگيري‌هاي شورا تا ديروز مورد بررسي قرار نگرفته بود.
16/7/1436
بالاخره بخشي از اتوبوس‌هاي مصوب جلسه مجمع الوزرا به كرماشان تحويل شد.
اين اتوبوس‌هاي شهري كه در حدود 51 سال پيش جز مصوبات مجمع‌الوزرا در بلاد كرماشان بود قرار بود تعداد زيادي باشد كه هم اكنون و پس از گذشت 50 و اندي سال تعدادي از آن تعداد زياد به شهرداري كرماشان تحويل شد.
لازم به ذكر است كه اتوبوس‌هاي مذكور كه در همان تاريخ تصويب خريداري شده و جهت طي مراحل قانوني تحويل در انبار نگهداري شده‌اند هم‌اكنون به عنوان اتوبوس‌هاي اسقاطي در مركز تحويل خودروهاي فرسوده به سر مي‌برند.
ظهر ديروز والي كرماشان قول داد يكي از اين اتوبوس‌ها را براي تحليل درس ماشين‌آلات جديد كشاورزي به دانشگاه رها تقديم كند.
20/7/1436
سرمربي جديد و 23 بازيكن جديدتر با حكم مدير عامل باشگاه قندعسل‌بابا جايگزين سرمربي سابق و 11 بازيكن اسبق شدند.
تيم قندعسل‌بابا كه در ليگ خيلي زياد چقدر زياد برتر فوتبال كشور بازي مي‌كند از 50 سال پيش تا كنون يك ميليون و هشتصد و نود سه هزار و دويست و چهل و دو و هفتاد و پنج صدم بار كادر فني و بازيكنان خود را تعويض كرده است.
البته گفتني است پس از هربار تعويض اعضا يك برد، يك مساوي و پنج باخت نتيجه كار بوده است. در ضمن قائم مقام اين باشگاه اخبار مربوط به تيم فوتبال قندعسل‌بابا را تكذيب و مدير عامل تاييد و خبرگزاري‌ها تصويب و روزنامه‌نگاران نمي‌دونم چكار كردند.
22/7/1436
مدير طرح توزيع قطره‌چكاني سوخت در بلاد كرماشان گفت: تا آخر ماه آينده 10 جايگاه عرضه سوخت گاز طبيعي (CNG) در سطح استان كرماشان راه‌اندازي مي‌شود.
در اين خصوص صداي غريو و فرياد شادي و شادماني تمام سطح شهر را فرا گرفت. مديران و مردم كرمانشاه از شنيدن اين خبر بسيار خوشحال شدند، اما خبرنگار نقدحال كه مثل هميشه خلاف جريان آب شنا مي‌كرد در حال دست و پا زدن شديد گفت: اين خبر را كه 50 سال قبل پدربزرگ من در هفته‌نامه نقدحال چاپ كرده است، چرا امروز آنرا اعلام مي‌كنيد.
مهندس سوخت‌رسان گفت: به جان مامانم ديگه اين‌بار راه‌اندازي مي‌كنيم.
لازم به ذكر است هم‌اكنون ماشين‌هاي كل كشور به وسيله‌ي انرژي هسته‌اي حركت مي‌كنند و تا شش ماهه ديگر ذخيره گاز طبيعي جهان به اتمام خواهد رسيد.

m.gif

نظرات (۱۸)

سلام دوست عزیز
آقا محمد رضا با خوندن این بخش یاد ستون زنجان در 50 سال آینده افتادم که سال‌ها پیش زمانی که سال اول دوم دبیرستان بودم در هفته نامه امید زنجان به چاپ می‌رسید. البته حالا بعد از سال‌ها افتخار دارم که با چن تن از دوستان امید زنجان که الان استادانم هستند در روزنامه مردم نو همکارم !
برادر وضع ما اینجا بدتر نباشه بهتر نیست، دیوار مطبوعات هنوز بهترین دستک کار نکردن مسولان استان به شمار می ره! اما خیالی نیست قلم هنوز در دستان ماست!
ما هم شورامون میدون جنگه، خیابونامون پر چاله چوله است، همه چیز قاتی پاتیه .....! اما ما هم رو مون زیاده که زنده‌ایم و زندگی می‌کنیم!

سلام محمد جان
چون خيلي از مرگ می‌ترسم و در حال حاضر سي و شش سالمه
فقط مي‌تونم به اين فكر كنم كه 50 سال بعد من نيستم
و از چنين تصوری بدنم مي‌لرزه
بازم سر بزن

SALAM
MAMNOON KE OOMADI
ESME GHASHANGI RO BARAYE WEBLOGET ENTEKAB KARDI.

ممنونم ريس شورای سردبيری هفته نامه نقد حال
هم سرم شلوغه هم توصيه های دوستان رو دارم رعايت می‌كنم.

سلام

در چه حالي؟ اينطرف‌ها نمی‌آيي؟

سلام دوستم

به روزم.

سلام.محمدعزیزوبلاگ پرمحتوایی دارید.امیدواریم که علاوه بر اینکه مشتری دائم شما شده ایم بتوانیم به مرور آرشیو شما را هم مطالعه کنیم.
ما هم وبلاگی داریم که امیدواریم با حضورت و فشردن دست یکدیگر انگیزه‌ای مضاعف در ما ایجاد شود. هدف از راه‌اندازی اين وبلاگ آن است كه اندكي بيشتر از گذشته به فاجعه‌ای كه در جاده‌های كشورمان در حال رخ دادن است بينديشيم. هر يك از ما احتمالا مي‌توانيم شخصي از خانواده، فاميل، دوستان و يا آشنايان خود را به ياد آوريم كه قرباني يك تصادف رانندگي شده است. سالانه در حدود ۱‌ميليون و۲۰۰ هزار نفر در اثر حوادث ترافيكي در جهان كشته و در حدود 50 ميليون نفر مصدوم مي‌شوند. سهم كشور ما از تلفات ترافيكي در حدود 30 هزار نفر در سال است كه رقم بسيار بالايي است. آيا مي‌دانيد كه 70 الي 90 درصد عامل تصادفات، خطاي انساني است؟ اين يعني اگر رفتار خود را به هنگام رانندگي اصلاح كنيم، به ميزان 70 الي 90 درصد از ميزان تصادفات خواهيم كاست. بياييد با هم اين پيام را به گوش همه هموطنانمان برسانيم.

نه می‌خوام صداتو بشنوم و نه ببينمت سعي كن هيچوقت زنگ نزني كه ممطمئن بشم مردي!!

واسه اين شماره يه چيزي برسون لطفا جناب آقاي فالاچي اينقدر كلاس نذار واسه ما

سلام دوست من .
از اينكه به من سر زدي ممنونم
آيا تمايل به لينك دوني داريد؟
موفق و مويد باشي دوست من .

دوست من درود
با خاطرات[...] رییس جمهور بروزم ! [تعجب]

خيلی جالب بودن، مخصوصاً اون قسمت‌های مربوط به شورای شهر و شهردار...

با درود
دوست خوبم ممنون از لطفت و واقعا شرمندم که دیر اومدم. نوشته‌ات کاملا به جا و زیبا بود. من که می‌گم آیندگان آنچنان رفتار و کردار ما رو تقبیح خواهند کرد که الان حتی فکر کردن بهش نیز خجالت آوره. خدا می‌داند این سکوت ما چه معنی می‌دهد! پیروز باشی

شب نويس:

با سلام و عرض ادب شهد شیرین عبودیت یک ماه میهمانی بر سر خوان الهی در جشن ضیافت نور بر شما و خانواده محترم گوارا باد .
عید فطر مبارک
[گل]
مهدی

محمدرضای عزیز سلام
شرمنده . مدتی حالم مساعد نبود. آپی هم نبود.
این مومنین هم که از حال پیامبرشان بی‌خبرند انگار.
برای کافر شدن‌شان هم فکرهای اساسی کردم. خوف نکن
ممنون عزیز
شاد و موفق باشی
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی

باز تو مٌردی؟
كجايی؟ خبری بده

زرینی:

سلام آقای عطایی گرانقدر
کاش کمی از این همه شور و حال صرف نهاوند می‌شد. البته اگر ظرفیتش باشد.

سلام كجايی تو انسان؟ بی زحمت اعلام موجوديت كن ...البته لازم نيست شما زمحت بكشی زبونم لال زنگ بزنی مخابرات رو خجالت بدی...كافيه به يه نحوی خبر بدی زنده‌ای همين!

ارسال نظر

(اجازه بدهید نظر شما را پیش از بقیه خود من بخوانم. از صبر شما متشکرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ یک‌سال گذشت... بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ نامه دولتی خلاف قانون است.

در صفحه اصلی وبلاگ و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پيوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
انجمن صنفي روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
ایران پرس
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
کرمانشاه آن‌لاین
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
س