- کرمانشاه همچنان شهردار ندارد.
- جلسه شورای شهر به علت به حد نصاب نرسیدن تشکیل نشد.
- اعضای شورا به درگیری لفظی با یکدیگر پرداختند.
- ...
اینگونه اخبار آنقدر در تیتر و سرتیتر خبرگزاریها و نشریات محلی استان کرمانشاه آمد، که در هفتهنامه نقدحال تصمیم گرفتیم در یک پرونده وضعیت «شورای شهر سوم» را بررسی کنیم.
برای نوشتن طنز هم من و دوست عزیز پوریا(وریا) قادرپناهی دست به کار شدیم و حاصل هم شد نوشتهای که روز دوشنبه به نام «محمدپوریا قادریعطاپناه» چاپ شده است.
همیشه در مورد كسانی كه خودشان را صاحب بصیرت میدیدند و نسبت به همه چیز، همهجور اظهارنظر میكردند بیاختیار به یاد لطیفهای میافتادم كه نقل میكردند، روزی شخصی با یاران و همراهان به مجلسی رفت و وقتی بیرون آمد و كفشاش را نیافت (كه گویا دزدیده شده بود!!!) روبه حضار كرد و گفت: چهار حالت بیشتر ندارد
1- یا این كه نیامدهام
2- یا این كه آمدهام و رفتهام
3- یا میخواهم بیایم
4- و یا آمدهام و كفش نداشتهام.
حال اگر حرفهایی ما را هم مانند آن صاحب بصیرت به حساب حماقتمان نگذارید، بعد از گذشت حدود 6 ماه از آغاز به كار شورای شهر و عدم توانایی در انتخاب شهردار به ذهنمان رسید كه حالات ممكن را برای روشن شدن این ناكارآمدی لااقل برای یاران خودمان مورد بررسی قرار دهیم.
از آنجا كه اعضای شورای شهر منتخب مردم كرمانشاه هستند، پس دامنهی این تحلیل ناچار به مردم هم كشیده میشود (البته با عرض پوزش).
در این تحلیل ما هم عقلمان به چهار حالت رسید:
1- مردم حواسشان پرت است و عدهای حواسپرت انتخاب كردهاند.
- با توجه به شناختی كه در این عمر بیحاصل از مردم كرمانشاه داریم، گزینه اول غیرقابل بحث است.
2- مردم حواسشان پرت است و عدهای حواسجمع انتخاب كردهاند.
- از آنجا كه مردم حواسپرت نمیتوانند عدهای حواسجمع را انتخاب كنند و همچنین، هیچ عاقلی پیدا نمیشود كه خودش را در معرض نظر و رأی عدهای حواسپرت قرار دهد و ایضاً در بالا هم ثابت شد كه مردم نمیتوانند حواسپرت باشند، پس این گزینه منتفی است.
3- مردم حواسشان جمعاست و عدهای حواسپرت انتخاب كردهاند.
- این موضوع خود دارای دو حالت میباشد:
تبصره الف- مردم در اثر مسمومیت تبلیغاتی در زمان تبلیغات كاندیداها دچار حواسپرتی آنی گذشته و عدهای حواسپرت را انتخاب كردهاند.
تبصره ب- اعضای منتخب، افرادی حواسجمع بودند كه ناگهان از سوی اجانب و دستهای پشتپرده و عناصر خودسر در فاصله انتخاب تا انتصاب به شیوههای جدیده و قدیمه، عیونه و غریبه به بهترین و شبیهترین وجه ممكن عوض شدهاند (امان از گندمنمای جوفروش).
4- مردم حواسشان جمع است و عدهای حواسجمع انتخاب كردهاند.
- اگر فرض بر این باشد كه اعضای شورا هم مانند مردم عاقلاند، پس عقلاً برای كارنكردن در شورا احتمالاً به نتایج زیر رسیدهاند:
الف) كاركردن و كارنكردن در شورا هیچ توفیری ندارد. این را بیشتر آن چند نفری میگویند كه سابقه چند دورهای در شورا دارند.
ب) پولتو بگیر، خرتُ برون، چهكار داری به شهردار؟
پ) بهترین كار تفریح است البته از نوع كتككاری با وسایل مختلفه.
ت) مخالفت میكنیم تا معروف شویم، مصاحبه میكنیم، جنگ میكنیم، فحش میدهیم، لگد میپرانیم، عكسهای خانوادگی و خاطرات یكدیگر را ورق میزنیم، الیآخر میكنیم، انصاف بدید مگه چقدر حقوق میگیریم كه بعد از این همه خستگی شهردار هم انتخاب كنیم.
ث) جنگ اول به از هر چیز آخر است.
ج) شهردار را انتخاب كردهایم، ولی به دلایل امنیتی از ذكر نام او خودداری میكنیم.
چ) شهرداری با سرپرست هم كارش راه میافتد، سرشهر میخواهیم چه كار؟ ببخشید شهردار.
ح) اگر شهردار را انتخاب كنیم، آنوقت نشریات و خبرگزاریها مدام با او مصاحبه میكنند، ولی الان خودمان در صدر اخباریم.
خ) همه تقصیرات گردن محمدپوریا قادریعطاپناه است و ما بیتقصیریم.
د) در گوشهای نشسته و به رخوتی همهگیر فكر میكنیم.
***************************
هنوز خودم ندیدم که هفتهنامه و پرونده چطور چاپ شده، از پنجشنبه گذشته که برای عید فطر به نهاوند رفتم، هنوز به کرمانشاه برنگشتهام، البته فقط هم نهاوند نبودم، برای یکسری کارها روز دوشنبه به تهران آمدم. قرار بود دیشب یرگردم که متاسفانه یا خوشبختانه چندتایی از کارهام و کلاسهام و برنامههای مقالههای علمیام همه با هم پیش اومد. به این ترتیب تا آخر هفته دیگه تهران هستم.
***************************
از کرمانشاه خبر رسیده که این طنز چاپ نشده، حالا چرا من بی تقصیرم. رسیدم کرمانشاه تکلیف را مشخص میکنم.
![]()
نظرات (۱۰)
آقا موفق باشی.
ارسال شده توسط شب نويس | ۲۷ مهر ۱۳۸۶ ۲:۲۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۷ مهر ۱۳۸۶ ۱۴:۲۸
دیگه گند همه چی رو در آوردن
ارسال شده توسط تورج | ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ۰:۵۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ۱۲:۵۵
می خواهم با حساسیت
به نگاهت نگاه کنم
می خواهم سه نقطه هایم ... را معنی کنم
وقتی که
لحظه دیدارم با تو نزدیک است
و باز من دیوانه تر هستم
گویی در عالم دیگری هستم
می ترسم ، می ترسم
که از پیوند دست ها و بو سه ها
کابوس تنهایی ام بازگردد
دلم می خواهد تو را در برگیرم
با روح گنهکارم، در آن لرزش پور شور
برایت بگویم
از خنده هایت که رویائیست
از نگاهت که می خوانمش
از خوابی که هنوز جریان دارد
و هنوز دوست داشتنی هست
که برای رهایی از آن زود است
دیر وقتی است که
چشمانم را درون چشمهایت می گذارم
درونش بلواست
نگاهش می کنم
راستی ...
نمی دانم چرا غربت نگاهت سالهاست که با من آشناست !!!
ارسال شده توسط venose | ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ۱:۲۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ۱۳:۲۰
سلام محمدرضای عزیز
جالب و محکم بود. زیبا.
ممنون از لطف و اطلاع رسانیات.
خوش بگذره
شاد و موفق باشی
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی
ارسال شده توسط پیامبر دیوانه (محمد علیجانی) | ۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۲:۴۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۰۲:۴۳
بي خيال... چاپ ميشه.
از دوست كوچولومون چه خبر؟
ارسال شده توسط solmaz | ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۲:۱۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۰۲:۱۷
با درود
اصل آن است که هدایت شوند و شوید
و گرنه جان ما پیشکش
زی
شاد
ارسال شده توسط پیامبر دیوانه (محمد علیجانی) | ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۰:۲۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۱۲:۲۳
سلام
ببخشید که دیر کردم قبل از هر چیز این رو میخواستم بگم که تو این چند روز درگیر رفت آمد به دانشگاه و کرمانشاه و همدان و ... بودم . از همین جا معذرت
اما علت اینکه نتونستم تو همین مدت که اکثر یکی دو تا مطلب بذارم داخل وبلاگ اینکه پسوردمو یکی از دوستام به شوخی برداشته که قول داده امروز بده .
اینم از شانس بد ما.
به هر حال همیشه موفق و پیروز باشید
مهدی
ارسال شده توسط شب نویس | ۲ آبان ۱۳۸۶ ۰:۴۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۲ آبان ۱۳۸۶ ۱۲:۴۹
تمامی گفته هاتان به جا و صحیح بود...
موفق باشید
ارسال شده توسط سیمین روزگرد | ۳ آبان ۱۳۸۶ ۱:۳۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۳ آبان ۱۳۸۶ ۱۳:۳۴
ما یک گام از شما جلو افتادیم شورای شهر زنجان پس از برگزاری یک جلسه فوش و فوشکاری وتمرین ژان گولر بلاخره شهردار زنجان را معرفی کرد مبارکمان باشد انشاله این یکی به روزگار 3 شهردار قبلی دچار نشود
ارسال شده توسط الهام اسرافیلی | ۵ آبان ۱۳۸۶ ۶:۲۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ آبان ۱۳۸۶ ۱۸:۲۳
زيبا بود... ما كه از اينجا خونديم ولی حيف شد كه تو نشريه چاپ نشد كه بقيه هم بخونن...
میگم راستی مثل اينگه بالاخره طلسم اين شهردار كرمانشاه هم شكست...
اسمت هم به اون بيانيه اضافه شد...
شاد باشي و كامياب
ارسال شده توسط كاوه | ۶ آبان ۱۳۸۶ ۰:۰۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ آبان ۱۳۸۶ ۰۰:۰۶