وضعیت رد صلاحیت نامزدهای ثبتنام کرده برای هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی به حدی تاسفبار است که میتوان آنرا به جرات در تاریخ ایران بیسابقه خواند.
رد صلاحیت گسترده مهرههای سرشناس اصلاحطلب که سالها در حساسترین و کلیدیترین پستهای کشور مشغول فعالیت بودهاند، نوید اعلام خواست تشکیل یک حکومت یکپارچه را به ذهن میرساند.
حکومتی که در تمام دنیا ناکارآمدی و خلاف دموکراسی بودن آن به اثبات رسیده است.
بیشک زمانی خبرگان کشور تایید صلاحیت نامزدهای ورود به مجلس را در متن قانون اساسی گنجاندند، هرگز گمان نمیبردند که روزی این ماده قانونی چنین سبب بروز نگرانی و تشویش اذهان عمومی در کشور شود.
ذهن مردم ایران مشوش شده و این تشویش برخلاف اینکه همیشه به ما روزنامهنگاران منصوب میشود، از سوی نهادهای دولتی و حکومتی کشور دامن زده شده است. مردم میدانند که مجلسی آزاد و متشکل از نمایندگان همه اقشار میخواهند امّا این رد صلاحیتها این شاعبه را در ذهن میآورد که انتخابات وبه تبع مجلسی آزاد نخواهیم داشت.
این وضعیت رد صلاحیتها که سبب اعتراض اکثر گروها و احزاب اصلاحطلب شده میتواند ضربههای مهلکی را میزان مشارکت مردم در انتخابات وارد کند.
برای من به عنوان کسی که سالهاست به این باور رسیده که فضای انتخابات جاری در کشور فضای مطلوبی برای شرکت در انتخابات نیست، چندان فرقی نمیکند که چه کسی باشد وچه کسی نباشد، امّا به عنوان یک فعال اجتماعی میدانم که اینگونه رفتارها -بهتر است بگوییم بد رفتاریها- چه تاثیر مخربی بر روحیه مردم کشور خواهد داشت.
نمیتوان گفت که در صورت چنین بدرفتاریهایی مردم پای صندوقهای رای نخواهند رفت، چون بررسی انتخابات گذشته نشان میدهد که خیل کثیری از مردم این آب و خاک به دلایل گوناگون از جمله احساس نیاز به مهری که قرار است گوشهای از شناسنامهشان بنشیند و فردا روز در صحرای گرفتاری همچون کلید سعادتی به کار آید، در انتخابات شرکت خواهند کرد. امّا شرکت پویا و با برنامه کجا شرکت به خاطر مهری که تنها یک روز اعتبار دارد کجا!
هر چه هست این انتخابات دارد با اعلام نارضایتی گروههای بسیاری آغاز میشود. گروههایی که فردا روز قرار است نمایندگان نهادهای مدنی ایران باشند.
جبهه مشاركت میخواهداز راههای قانونی اعتبار را به انتخابات مجلس باز گرداند.
دبیرکل حزب اعتماد ملی ردصلاحیتها را در جلسه فوقالعاده بررسی میکند.
سازمان مجاهدین انقلاب اطلاعیه تاسفآمیز صادر میکند.
كميته حقوقی و سلامت انتخابات ستاد ائتلاف اصلاحطلبان رد صلاحيتشدگان را به اعتراض قانونی دعوت میکند.
در کرمانشاه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات استان تشکیل جلسه میدهد.
صفاهی فراهانی که ناجی فوتبال ایران شد، اعلام میکند: انتخاباتی مطابق قانون اساسی را در پيش نداریم.
پایگاه اطلاع رسانی نوروز -وابسته به حزب مشارکت- انتخابات اینترنی انجام میدهد و کاربران در آن آرا خود را بیشتر نثار نامزدهای اصلاحطلب میکنند.
اسامی اصلاحطلبان ثبتنام کرده و ردصلاحیت شده در تهران را از نظر بگذرانید؛ آیا شما هم این آوا را نمیشنوید که از سوی حاکمیت خطاب به اصلاحطلبان میگوید: «برويد دنبال کارتان، مزاحم نشويد».
هر چه هست فعلاْ فضای بسته انتخاباتی داریم و از شواهد هم چنین برمیآید که:
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
![]()
نظرات (۴۵)
سلام مطلب خوبيه
ممنونم كه اومدی و بهم خبر دادی
موفق و پيروز باشی
ارسال شده توسط مرضيه | ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۴۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۱۸:۴۴
salam.
beh nazare man in vagheieyeti hast keh bayed paziroft.
inan mikhahand keh beh tanhaie dar masnad bashand va tahamole kesi digar ra nadarand.
dar zemn khodeshan fahmideand keh masaeli keh emroze dar mamlekat boroz karde niaz beh bodane moye damagh nist.
ارسال شده توسط navid | ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۸:۲۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۲۰:۲۷
لبخندی تلخ به عدالت...
ارسال شده توسط بهار | ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۸:۴۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۲۰:۴۹
Salam
Che begooyam ke Haghighat Talkh ast
Shad Bashi
ارسال شده توسط ... | ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۲۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۲۱:۲۵
سلام آقا محمد واقعا که زیبا نوشتی حرف دل خیلیها رو زدی ولی حرف دل من که نبود چون من اصلا رای نمیدم
توی یه وبلاگی خوندم تحلیلی جالبی داشت. نوشته بود که اصل بر اینه که فرد رایدهنده خواستههای خودش رو تعیین میکنه و بعد به دنبال نمایندهای میگرده که اون خواستهها رو براش بتونه فراهم کنه
منم خواستهام رو نشستم نوشتم و وقتی خوب فکر کردم دیدم که هیچ نمایندهای نمیتونه اونهارو با این شرایط حکومت اجرا کنه
پس دلیلی نداره که رای بدم
راستی خیلی وقته که لینک وبلاگ من عوض شده اینقدر به ما سر نزدی هنوز نفهمیدی!
من از طریق ریدر همیشه مطالبت رو میخونم راستی جونه خوندت تنظیم کن که مطالبت کامل بیاد روی آر اس اس تا مجبور نشیم بیایم توی وبلاگ ببینیم که لینکمون قدیمیه
موفق باشی شما خبر نگارها چشمهای ما هستین وای به روزی که آدم نتونه به چشمهاش اعتماد کنه پس این یعنی کاره خیلی سخت که اعتماد مردم رو جلب کنید من که مطالبت رو میخونم لذت میبرم موفق باشی
سعی کن که وبلاگت رو به روزنامهی شخصی خودت تبدیل کنی تا آینده وژدان درد نگیری که اگه سردبیر اجازه نوشتن فلان چیز رو نداد نا امید بشی . گفتم که از وبلاگت خیلی راضیم ولی به نظرم کافی نیست! من یکی که بیشتر تشنم از اینکه بشنوم و ببینم که یه خبرنگار که طرف ماست چی داره بگه واسمون
موفق باشی به منم سر بزن
پاسخ: دوست عزیزم، اگه مطلب رو کامل خونده باشی توی متن هم گفتم که من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که حضور در انتخابات چیزی را عپض نمیکند. امّا به عنوان یک روزنامهنگار باید در خصوص اینگونه مسائل اظهار نظر کنم.
چند سالی است که بنده به عنوان یک نافرمان مدنی مشغول زندگی هستم ولی همچنان معتقدم که حتی آنارشیستی هم باید در چارچوب قانون اساسی و بدون آسیب رساندن به دیگران باشد.
در خصوص پیشنهادت هم باید بگویم در حال حاضر بنده رئیس شورای سردبیری نشریه هستم، پس کسی مطالب من را حذف نمیکند امّا لازم است گاهی خودم را هم سانسور کنم زیرا اولین اصل در کار روزنامهنگاری حفظ نشریه است.
از آن گذشته اصلاْ هدف اصلی ایجاد نتهشتم پرداختن به مسائلی بود که اشخاص دیگر شهامت گفتن آنرا نداشتند، خواه بدانند، یا ندانند. در چند مورد هم به اینگونه مسائل پرداخته شد. بازهم چشم اینجا فضای شخصی من است.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط سجاد جلیلیان | ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۲۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۲۱:۲۷
درود برشما
من از طریق یکی از دوستان مشترک دنیای مجازی با شما آشنا شدم.البته دیر و از این بابت برای خودم متاسفم اما از این به بعد بیشتر مزاحم میشم.
اما راجع به مطلبی که نوشتید راستش این رد صلاحیتها که شرم آور هست و شکی توش نیست اما این آقایون اصلاحطلب اینقدر بی خیالن وساکت که آدم مجبور میشه بگه همون بهتر که رد صلاحیت شدن آخه اینا که حاضر نیستن حتی از حق خودشون هم دفاع کنن.
در ضمن این کلمه جمهوری هم دیگه واسه دولت ما زیادی. آخه این چه جور جمهوریه که فقط وابستهها باید صلاحیت شرکت در انتخابات رو داشته باشن.
زنده باشید به عزت و عشق.
راستی حضور فرد اگاه وخرد اندیشی چون شما در فضای محقر اندیشه آریا باعث خشنودیاست.
پاسخ: دوست عزیز از آشناییتون خیلی خوشحالم.
ببینید من به عنوان یک فعال مدنی اصلاْ کاری به اینکه کسی که رد صلاحیت اصلاحطلب است یا اصولگرا ندارم، برای من این نفس ردصلاحیتهاست که مسئله ساز است.
در خصوص کلمه جمهوری هم باید گفت که از این کلمه هر کس برداشت خاص خود را دارد و در کشور ما هم جمهوری این معنی را دارد که میبینیم.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط پدرام.ع(فردا) | ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۰۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۵ بهمن ۱۳۸۶ ۲۳:۰۹
درود
آنچه گذشت ادامهی سکوت ماست.
انسانم آرزوست جناب عطایی انسان!!!
پاسخ: دوست عزیز، با شما کاملاْ موافقم. وقتی ما فرهنگ اعتراض و مطالبه کردن حق خود را نداریم و هیچ تلاشی هم برای آن نمیکنیم، بروز این اتفاقات طبیعی است.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط محدثه | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۴۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۰۰:۴۷
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند...
...و سلام
ارسال شده توسط شینا | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰
نوشته خوبی است. موفق باشید
ارسال شده توسط عبدی | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۵۲ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۵۲
سلام
واقعيتها را بايد در سطور صفحات خالی دفتر جستجو كرد.
...........................................
..............................................
..............................................
.............................................................................................................................................................................................................................................
پاسخ: به شرط آنکه آنقدر محو سطور خالی نشویم که از آنچه که بر ما نوشتهاند باز مانیم.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط غريبهای نام آشنا | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۰۴ قֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۰۴
فكر میكنم ردصلاحیتهای رخ داده ثابت كرد كه مجموعه اصلاحطلبان یا لااقل آن بخش از اصلاحطلبان كه داعیه پیشروی دارند، باید تجدیدنظرهای جدی درباره خط مشی گذشته و تاكتیكهای آینده خود اعمال كنند.
وگرنه آش همین آش است و كاسه همین كاسه...
ارسال شده توسط محمدرضا یزدانپناه | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۱۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۲:۱۲
سلام شما نهاوندی نيستی
پاسخ: در حقیقت من بیوطنام. و آوارهی این شهر و آن شهر.
امّا بنابرآنچه مرسوم است بله بنده نهاوندیام. و خانوادهام (پدر و مادر و برادرم) در نهاوند ساکناند.
و خودم هم بیشتر از هر نقطهی دنیا به این شهر کوچک و محروم و دور افتاده احساس قرابت میکنم.
امّا خودم در حالا حاضر بهخاطر ادامه تحصیل و کار در کرمانشاه و تهران ساکن هستم.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط شهبازی | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱:۳۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۳:۳۷
متنتان تنم را لرزاند. آخر من هم عاشق فرزندم هستم و هم عاشق دست و پایم و هم عاشق آزادی. باز هم بیایید هرچند که حس کردم با بقیه متفاوتید و ممکن است کمی تلخی گفتارتان مرا یاد تلخی گفتار همسرم بیاندازد اما بیایید...
پاسخ: از اینکه از کامنت و متن من آزرده شدید، پوزش میطلبم.
امّاو از اینکه اجازه میدهید حداقل در این فضای مجازی بیپرده و بدون ملاحظهکاریهای مرسوم سخن بگویم. ممنون.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط sepideh | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۳:۲۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۵:۲۲
یه مقدار از انبوه رایدهندگان رو که ملت محروم از شعور تشکیل میدن بقیش رو هم رایهای پیشنویس شده.. ساده تر ازونی که فکرش رو بکنی...مهم اینه که ملت در صحنه حضور داشته باشند و از نظام اسلامیشون حمایت کنند، چه جوریش مهم نیست.
پاسخ: دوست عزیز، با وجود انتقادهای بسیاری که به نحوه تصمیمگیری و شعور اجتماعی مردم ایران دارم، ولی به آن بخش از نظرتان که مردم را محروم از شعور دانستهاید به شدت اعتراض دارم.
مردم ما شعور اجتماعی ندارند و این بیشتر به آن دلیل است که همواره هم از سوی حکومت و هم از سوی روشنفکران و حتی افراد پیشرو نادیده و کمخرد انگاشته شدهاند.
فکر میکنم به جای این نوع توهینها تلاش کنیم تا مردم به سلاح آگاهی مجهز کنیم.
البته این فقط نظر من است.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط رضا عظیمی | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۰۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۸:۰۷
قبل از 10بهمن حتمن به بلاگم بیا..... بعدش هرگز.
با كمال احترام
1. میشه بگی به نظرت اگه همهی 2خرداديا تائيد ميشدن، اون انتخابات آزاد میشد؟
2. به نظرت به اصطلاح -خبرگان- از طراحی اين مكانيزم خوددرآوردی چه هدفی داشتن؟
3. تعريف آرمانيت از آزادی چيه؟
ممنون و
به هوش باشی رفيق.....
پاسخ: دوست عزیز
۱- همانطور که در متن هم نوشتم، من سالهاست که به این نتیجه رسیدهام که انتخابات در ایران راهحل دموکرات شدن کشور نیست. از آن گذشته به نظر من مشکل کشور ما هم تقصیر اصلاحطلبهاست و هم بر گردن اصولگراها و نگرانی من فقط از ردصلاحیتهای فلهای است فرقی نمیکند کدام گروه!
۲- ببین دوست عزیز در هر کجای دنیا مکانیزمی برای بررسب صلاحیت کاندیداها وجود دارد مخصوصاْ در کشورهای پس از انقلاب. مشکل من با اجرای قانون است.
۳- آزادی یعنی آزادی، فکر میکنم این جامعترین تعریف آزادی است.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط رام | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۴۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۸:۴۰
معلومه که فقط نظر شماست...
مسئله توهین نیست، این فرهنگ "توهینشماری" چیزیه که اتفاقا خود حکومت ترویجش کرده..فرهنگی که هر حرف رک و پوست کندهای رو فحش به حساب میاره.. در اینکه مردم ما جزء بی شعورترین انسانهای روی زمین هستند که شکی نیست.
بحث کردن درباره درستی و غلطی این قضیه هم خیلی تکراریه هم بینهایت وقتگیر. حالا کسی از روی حس وطندوستی و میهنپرستی بخواد منکرش بشه یه مسئله دیگه است که البته کاملا قابل درکه.
پاسخ: ببین دوست عزیز از نظر من توهین عبارت میشه از بهکار بردن هر کلمهای که سبب بشه مخاطب نسبت به آن موضعگیری کنه.
هنر اینه که بدون قرار دادن مخاطب در حالت جبههگیری حرف و عقیدهی خودمون رو به خوردش بدیم و اصطلاحاْ با پنبه سر ببریم.
در رابطه با حس وطندوستی هم باید بگم که هیچ ربطی به موضوع نداره. من با نفس توهین مخالفام و شخص مقابل هم هیچ فرقی نداره. و گر نه من خود به شخصه شدیدترین انتقادات رو به شعور اجتماعی مردم ایران دارم.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط رضا عظیمی | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۷:۰۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۹:۰۵
مطلب جامع و کامل خوبی بود از حال و اوضاع این روزهای انتخاباتی که متاسفانه مایه شرمگین هست که دموکراسی را زیر سوال میبرد. به هر حال دوستان بدانند که این مسائل یک نوع سوژه را در اختیار دشمنانی که خودشان برای خودشان فرض کردند قرار میدهند و امیدواریم که این مسائل هم به خیر بگذرد و شاهد یک رقابت واقعی باشیم هر چند دیگر احتمالش کم است
راستی اجازه دارم لینک شما را در وبلاگ قرار بدهم؟
موفق باشید
پاسخ: دوست عزیز، من فکر نمیکنم تا زمانی که مسایل جاری از اساس حل نشود بتوان به یک رقابت واقعی امیدوار بود.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط احسان ولی زاده | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۸:۰۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۲۰:۰۵
سلام من آپم و منتظر... تنهام نذاری[گل]
ارسال شده توسط راحيل | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۲۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۲۱:۲۲
دوست عزیزم درود
قبل از هر چیز از حضورتون در اندیشه آریا سپاسگزارم. درمورد اینکه نفس رد صلاحیتها هم ایراد دارد حرف شما کاملا درست است.
از دوستی با فرد آگاهی چون شما خوشحالم.
زنده باشید به عزت وعشق
ارسال شده توسط پدرام علیزاده(فردا) | ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۰۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۶ بهمن ۱۳۸۶ ۲۳:۰۳
درود
یعنی چه؟
چه کسی این نوشته را از طرف من گذاشته؟ من کی از کلمه وسلام استفاده کردم که بار دومم باشد. جلل خالق.
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند...
...و سلام
این نوشته من نیست. نکند منظورتان از پاسخ همین بود؟
ارسال شده توسط محدثه | ۷ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۰۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۷ بهمن ۱۳۸۶ ۰۲:۰۱
باسلام واحترام خدمت همشهری خوشفكر و نظرم جناب آقای محمدرضا عطایی ازاينكه به وبلاگ من سرزديد ممنونم
آن وبلاگ صرفا خبری است و برای كمك به انتخاب بهتر در شهرمان است
يه گلهی كوچكی از شما داشتم قرار نبود در معرض ديد همگان اينجوری: «این شهر کوچک و محروم و دور افتاده» از كهن شهرزيبايمان نهاوند تعريف كنی
پيروز و بهروز باشی
مجتبی شهبازی
پاسخ: دوست عزیز و همشهری خوب من، سالها روزنامهنگاری به من آموخته است که به دور از تمام تعلقات و تعصبات شخصی به عنوان کردن واقعیتهای موجود بپردازم.
حالا خودتان انصاف دهید شهر ما کوچک و محروم و دورافتاده نیست؟!
به نظر بنده اصل بر این است که شما در وبلاگی که با این هدف بزرگ ایجاد کردهاید، بیشتر به اخباری دست اول از نهاوند بپردازید تا اینکه تنها به واگو کردن مطالب دیگر سایتها بپردازید.
البته این نظری کاملاْ شخصی است.
در ضمن با عرض پوزش بخشهای تبلیغاتی که در نظرات باشد را بنده خصوصی دانسته و به علت اعلام رسمی عدم حمایت از تمامی کاندیداها از انتشار آنها معذورم.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط شهبازی | ۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۰۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۰۱
مرسی از پاسختان
شما را به پیوندهایم اضافه کردم و برای اینکه به خاطر بسپارمتان
ارسال شده توسط احسان ولی زاده | ۷ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۴۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۷ بهمن ۱۳۸۶ ۲۱:۴۶
باسلام ببخشيد يه كم زيادی كلاس میذاريد "سالها روزنامهنگاری"فكر كردم با شمس الواعضين طرف هستم اصلا من از خير همشهری بودن باشما گذشتم افتادگی آموز اگرطالب فيضی...........خدا حافظ
ارسال شده توسط شهبازی | ۸ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۴۴ قֽظֽ
ارسال شده در ۸ بهمن ۱۳۸۶ ۰۰:۴۴
دوست عزیز درود
اندیشه آریا به روز شد و ممنون میشم اگه سری بزنید
درضمن من مایل به تبادل لینک هستم و خوشحال میشم اگر موافقت کنید
زنده باشید به عزت وعشق
ارسال شده توسط پدرام علیزاده | ۸ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۴۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۸ بهمن ۱۳۸۶ ۱۷:۴۳
اگه منظورت اینه که اگه جنبش رو نداشت یه جور دیگه بگیم آره راست میگی ... وگرنه در مفهوم سر حرفم هستم.
پاسخ: بله دوست عزیزم، به نظر من، ما نباید به گونهای حرف بزنیم که طرف مقابل رو به جای فکر کردن به واکنش واداریم.
از آن گذشته من معتقدم عدم وجود و یا کمرنگ بودن شعور اجتماعی در بین مردم به علت غفلت کنشگرانی مثل ما و سواستفاده حاکمان است.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط رضا عظیمی | ۸ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۳۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۸ بهمن ۱۳۸۶ ۱۸:۳۰
salam dooste khobam.
be man hagh bede 1 soal beporsam, ghabol tebghe ghanone asasi besyari az hoghoghe shahrvandi va siyasi nadide gerefte shode be zabane hal: khodi va nakhodi...dorost ama eslahtalaban ke poshtvane mardomi dashtand che kardand? hal agar begoeim dobare biyan mesle gozashte tanesh siyasi bishtar mishe mesle shoraye
shahr...
پاینده و ایرانی باشید
پاسخ: دوست عزیز، من به شخصه معتقدم که تمام مشکلات این ملت به این دو گروه اصلاحطلب و اصولگرا باز میگردد و هرگز هم نخواستم سنگ اصلاحطلبان را به سینه بزنم، نگرانی من فقط از رد صلاحیتهاست.
این کار به نفسه مشکل دارد و اینکه چه کسی را در میکنند اصلاْ مهم نیست، فقط این محدود ساختن آزادی است که مرا به درد آورده است.
ولی به عنوان یک فعال مدنی هنوز معتقدم هر تغییری باید در چارچوبی قانونمند و با کمترین صدمه برای مردم صورت بگیرد.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط شهره | ۹ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۵۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۹ بهمن ۱۳۸۶ ۰۰:۵۰
ممنون از اینکه هم به من سر زدید و هم پاسخ پیام مرا دادی.
من در این مورد با شما موافقم البته نگران ادامهی این روند در کشور هستم امیدوارم همانطور که فرمودید: هر تغییری باید در چارچوبی قانونمند و با کمترین صدمه برای مردم صورت بگیرد.
درود به شما پاینده و ایرانی باشید...
ارسال شده توسط شهره | ۹ بهمن ۱۳۸۶ ۱:۳۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۹ بهمن ۱۳۸۶ ۱۳:۳۶
خودت رو بذار جای خانوادههای دربند برای لحظهای. میتونی تحمل کنی عزیزت رو تو انفرادی شکنجه کنن؟ یه ایمیل بزن برای حمایت از دانشجوهایی که برای من و ما دارن عذاب میکشن. بخدا زحمتی نداره. پس دریغ نکن. منتظرتم.
زود بیا [گل]
ارسال شده توسط پوپی | ۹ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۲۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۹ بهمن ۱۳۸۶ ۱۴:۲۴
سلام عززززززززززززززززززیزم
خوبی . کجایی کی میای کرمانشاه
راستی تا یادم نرفته تحریــــــــــــــــــم تنها راه است
آپ شدم یه سری بزن
پاسخ: دوست عزیزم، نمیدونم هدف شما از تحریم چیست! ولی به نظر من هرگونه تصمیمگیری در این خصوص باید با فکر و برنامه باشه نه از روی احساسات.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط کامیار فلامرزی | ۹ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۴۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۹ بهمن ۱۳۸۶ ۱۸:۴۳
سلام به روزم
پاسخ: دوست عزیز، از اینکه خبرم کردی ممنون.
ولی فکر میکنم برای اعلام به روز بودن لازم باشه آدرس وبلاگ خودتون رو هم بدهید.
به هر حال باز هم ممنون.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط ناشناس | ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۱۴ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ۱۲:۱۴
در جامعه ما نمیدانم چرا بدتر همیشه پیروز است؟
پاسخ: دوست عزیز، در جامعهای که هرگز کسی تلاشی برای آزادی و آزادگی نمیکند، این طبیعی است. که هر روز بدتر میبینم.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط من بدون سانسور | ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ۳:۱۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ ۱۵:۱۷
پست 10 بهمن رو نوشتم...میخواستم خیلی مایه بذارم امّا درگیریهای ذهنی چند روز اخیرم نذاشتو. تو ایران هیچ چیز طبق برنامه پیش نمیره.
ارسال شده توسط رضا عظیمی | ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۰۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ ۱۲:۰۳
با سلام.
این سرکوبها، این رد صلاحیتها، این خودکامگیها بالاخره روزی صبر توده مردم رو به جوش میاره . فکر میکنم باید امیدوار باشیم اونروز زودتر برسه. اما افسو س که با سانسور شدیدی که در ایران هست بسیاری از مردم از واقعیات به دورند(مخصوصا در شهرهای کوچک) و این نا اگاهی برگ برنده دولت مردان است که از آن به خوبی استفاده میکنند .
پاسخ: دوست عزیز، من هم قبول دارم که استفاده از جهل مردم راهکاری برای خودکامگان است، ولی به نظر من وظیفهی امروز ماست که با اطلاعرسانی به دیگران راه این سواستفاده را ببندیم.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط مسافر | ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ ۱:۱۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ ۱۳:۱۱
درود
دوست خوبم از حضورتون و نظرتون سپاسگزارم.
نوشتههاتون همیشه روشنگرانه هستن و با اجازتون نوشته آخرتون رو لینک کردم. پیروز باشید.
ارسال شده توسط هم آوا/سجاد نیکنام | ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۰۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۱ بهمن ۱۳۸۶ ۱۴:۰۹
شاید هم قانونگذار میدانسته و نگذاشته ما بفهمیم!
3 ماه است که دارند تبلیغ میکنند. مردم هم پای صندوقها میروند. همانطور که با تبلیغات گسترده ایرانسل، ایرانسل میخرند و با تبلیغ چیتوز، چیتوز.
پاسخ: دوست عزیز، استفاده از تبلیغات راهکاری است که در تمام دنیا برای بردن مردم پای صندوق رای استفاده میشود. ولی تعجب من از این است که این حضرات نمیدانند که این روش رد صلاحیتها خود ضد تبلیغ است.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط سولماز | ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۳۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ۱۷:۳۹
به روزم
ارسال شده توسط سولماز | ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۴۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۲ بهمن ۱۳۸۶ ۱۷:۴۱
"محمدرضا"ی عزیز سلام
خب اگر آقایان لغو امتیاز نکنند و
رد صلاحیت نکنند و
زندان نبرند و
انسان نکشند و ..
که روزگارشان نمیگذرد.
راستی
رهبر جان گفته رد صلاحیت چیز کوچکی نیست.
باشد که نگذرد.
شاد و موفق باشی
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی
ارسال شده توسط پیامبر دیوانه | ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ ۳:۴۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ ۰۳:۴۳
امرتون اجرا شد. واسه من یه افتخاره. قلم من خیلی ناچیز در برابر قلم توانگر شما.
درضمن من سیاسی نیستم اما سیاسینویسان را دوست دارم.
پاسخ: از اینکه خواهش من رو قبول کردید، ممنون.
البته من هم چندان تمایلی به سیاسینویسی ندارم،امّا چه میتوان کرد وقتی دارم در کشوری زندگی میکنم که از هر طرف که میروی سر و کله این سیاست پیدا میشود.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط سپیده | ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۰۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ ۱۲:۰۸
درد عجيبی تمام وجودش را گرفته بود ديگر هيچ اميدی نداشت
تنها دلخوشیاش پرستار مهربونی بود كه ازش پرستاری میكرد
با ديدن پرستار قلبش تند تند میزد و صورتش سرخ میشد
:
:
سلام دوست من
خوب هستی عمويی؟
حالا اگه دوست داشتي ادامه داستان را
ازت خواهش میكنم بيا تو وبم بخون
رسما دعوتی
منتظرتم
با تشكر*عمو*
ارسال شده توسط عمو | ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۱۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۱۶
دوباره سلام. لبه تیغ منتظرته بیا
ارسال شده توسط سپیده | ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۳۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۳۵
سلام محمدجان، خوبی؟
يه دوست قديمی كه دوستاشو فراموش نمیكنه...
اما در مورد مطلبت. راستش من نه اينكه با نظرات مخالفين دموكراسی همرأی باشم، و نمیخوام كه به نوعی از كسانی حمايت كنم كه حتی خودم هم زياد با كارهاشون موافق نيستم. اما به نظر من جبهه اصلاحطلب هم از قبل میدانست كه اكثريت نامزدهايی كه وابسته به اين طيف هستند، ردصلاحيت میشن.
امّا از اونجايی كه محكوم به مرگ از خودكشی ترسی نداره، تصميم گرفتن (البته به نظر من) كه لااقل واسه اينكه بتونن حمايتهای مردمی را كسب كنن و به نوعی مظلومنمايی بكنن، افرادی رو به عنوان كانديد معرفی كردن كه بارها ردصلاحيت شدن. حالا اين موضوع از يك طرف از يك طرف ديگه هم اينكه وقتي سه قوه اصلی كشور در دست يك جبهه و يك خطمشی آشكار هست نبايد زياد اميدی به دموكراتيك بودن انتخابات داشت.
به هر سو اميدواريم كه يه روزی مسئولين پی به اشتباه خودشون ببرن و دست از لجبازی با نظرات مردم بردارند.
موفق باشی و عاشق.... (اگه گفتی اين حرف از كی بود..؟)وای كم مانده بود يادم بره.... هنوز جواب ندادی كه به ر.. اعتقاد داری يا نه..... قربانت
پاسخ: دوست عزیز، اولباید بگم خوبه جواب خودت رو دادی، هیچ معلومه کجایی مرد حسابی؟ زود باش رخوت رو بذار کنار و بیا دفتر، دل همه برات تنگ شده.
با نظرت موافقام، ولی این دلیل باز هم چیزی رو عوض نمیکنه نظر من اینه که نفس رد صلاحیتها و محدود کردن آزادی یه که مشکل داره، اینکه چه طیف یا گروهی رد شدن اصلاْ مهم نیست.
این جمله منه.
در مورد اعتقادم به ر.. هم باید بگم تفتیش عقاید بنا بر اصول حقوق بشرممنوعه.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط مهدی | ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۷:۲۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۱۹:۲۰
دلمان خوش است که مینويسيم
و ديگران میخوانند
و عدها میگويند ,
آه چه زيبا و بعضی اشک میريزند
و بعضی میخندند
دلمان خوش است
به لذتهای کوتاه
به دروغهایی که از راست
بودن قشنگترند
به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند
يا کسی عاشقمان شود
با شاخه گلی دل میبنديم
و با جملهای دل میکنيم
دلمان خوش میشود
به برآوردن خواهشی و چشيدن
لذتی و وقتي چيزی مطابق
ميل ما نبود
چقدر راحت لگد میزنيم
و چه ساده میشکنيم
همه چيز را . . .
:
:
مرسی عزیزم که بهم سر زدی
خوشحالم کردی و
باز نور امید و را با خودت به کلبه عمو آوردی
الهی همیشه بر قرار باشی و خرم
منم زياد شيرين نيستم تلخم
تو هم حق داری
نظرت مهم برام هست
ارسال شده توسط عمو | ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۴۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ ۲۱:۴۱
واژه واژه
سطر سطر
صفحه صفحه
فصل فصل
گيسوان من سفيد میشوند
همچنان که سطر سطر
صفحههای دفترم سياه میشوند
خواستی که با تمام حوصله
تارهای روشن و سفيد را
رشته رشته بشمری
گفتمت که دستهای مهربانیات
در ابتدای راه
خسته میشوند
گفتمت که راه ديگری
انتخاب کن:
دفتر مرا ورق بزن!
نقطه نقطه
حرف حرف
واژه واژه
سطر سطر
شعرهای دفتر مرا
مو به مو حساب کن!
ارسال شده توسط راحیل | ۱۵ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۳۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۳۳
Salam
Khosh halam ke injaa sar mizanam.
Lotfan maro dar Jaryane Liste Eslaahtalaban ham baadan begzarin va in rooza Fa'aliatetoono bishtar konin!
Shad bashin!
KAMRAN
ارسال شده توسط Kamran | ۱۶ بهمن ۱۳۸۶ ۸:۴۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ بهمن ۱۳۸۶ ۰۸:۴۵
سلام
بچههای نهاوند اگه خواستین به وبلاگ همشهریتون قدم رنجه کنین این آدرسشه:
www.abm.mihanblog.com
خوشحال میشم با دوستان همشهری آشنا شم.
موفق و موفقتر باشید.
ارسال شده توسط امیر | ۹ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۱۶ بֽظֽ
ارسال شده در ۹ خرداد ۱۳۸۷ ۱۶:۱۶