ببار برف سفید ببار
ببار و بر همه ساختههای رنگین بشر بنشین
ببار و هر چه را که هست بپوشان
همه جا را سفید کن و یکرنگ
تا فرقی نباشد مابین سیاه و سپید
ببار امّا بیدریغ باش و یکسان ببار
بر همه و همه و همه
ببار و سرد سرد بر زمین بنشین
تا پایام را برهنه سازم و در آغوشات فرو برم
شاید سرمای تو اندکی از حرارت پایم را فرو نشاند
پاهایم داغاند
و این حرارت یادگار صخرههای پاییزی بیستون است
تو که به یاد داری
آن غروب را،
مقابل کتیبهی فرهاد
این من بودم که پای برهنه بر سنگها و صخرههایی میگذاشتم که یادگاران فرهاد بودند و شاهدان عشق
و باز من بودم که همراهی داشتم
عاشقتر از من به من
و من عاشقتر از او به او
صخرهها برنده بود و سوزان
و ما
هر دو در غربت
گویا وارثان تقدیر فرهاد و شیرین
بیواهمه فردا و فرداها
همچنان رفتیم
با پاهایی برهنه در مقابل کتیبهی فرهاد.
امّا امروز
در شهری آشنا
با خاطرههای با هم بودن مان
من ایستادهام مقابل کتیبهی بیکسی
در سرمای برف زمستانی
بی همراه و همقدمی
با وحشت آمدن فردایی دیگر
و تنهایی بیشتر
ببار برف سفید، ببار
ببار و دل گرفتهی این آسمان بزرگ را خالی کن.
خوش به حالت آسمان
میباری با امید بارور ساختن
ولی من
بیزمین و امید ثمرهای
باید که گرفتگی دلام را پشت حجابی از خنده پنهان سازم
چرا که بارش چشمانم ثمری ندارد
به چه کار میآید بارش بر فضایی پر از هیچ
این چگونه باریدنی است
خود را به سخره گرفتهای یا ما را
کاش آنی و کمتر از آنی
زمینی داشتم برای بارور شدن
یا همراهی میداشتم برای همقدمی
تا به تو آسمان پیر میآموختم گریستنی را که شش میلیارد سال است نیاموختهای.
تنها آنی و کمتر از آنی.
نظرات (۱)
دوست نازنین درود
متشکرم. وب شما رو لینک کردم.
در ضمن این قسمت از نوشتههاتون رو خیلی دوست دارم واسه همین اینبار این جا نظر دادم.
متاسفانه من قبلا طعم تلخ این چهار دیواری لعنتی رو چشیدم منو خیلی دیگه از دوستان عزیزم که هنوزم مهمون اونجان
زنده باشید به عزت وعشق
راستی یه لطف میکنین بگین با کدوم روزنامه و مجلهها همکاری میکنید تا بتونم مطالب شما رو دنبال کنم.
پاسخ: دوست عزیز، نمیدونم از اینکه شما هم این طمع را چشیده باید خوشحال باشم یا ناراحت. ولی زندان به خاطر داشتن عقیدهای که حاضر نیستی به هیچ قیمتی ازش بگذری، واقعاْ افتخاره.
از لطفی هم که به من داری ممنون.
بنده در حال حاضر با دو نشریه استان کرمانشاه، هفتهنامه نقدحال و اعتمادملی ویژه استان همکاری میکنم.
پیش از این در روزنامههای شرق و کارگزاران هم مینوشتم. ولی به لطف دولت امروز محدود شدم به این دو نشریه استانی.
موفق باشی و عاشق
ارسال شده توسط پدرام علیزاده(فردا) | ۸ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۵۱ قֽظֽ
ارسال شده در ۸ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۵۱