بالاخره با هر زحمتی بود توانستم مشکل پیش آمده در سایت نتهشتم را که مانع دسترسی کاربران به مطالب سایت میشد را بر طرف کنم.
برگشتم و اینبار با تجربهای دیگر.
سعی کردم برنامههای جدید و امنیتی روی سایت نصب کنم تا دیگر با چنین مشکلاتی مواجه نشوم.
این هفته صدمین شماره هفتهنامه نقد حال منتشر شد.
صد یعنی خیلی و به همین دلیل ما هم از خیلی قبلتر تصمیم گرفتیم به این مناسبت ویژهنامهای منتشر کنیم.
قرار بود هرکدام از اعضای نشریه مطلبی در خصوص این صد شماره بنویسند، من هم مطلب «خانواده نقدحال» را در اینباره نوشتهام. که در نتهشتم پریم آمده است.
***************************
این هفته باز هم من کرمانشاه نبودم، باید مامان را برای مراجعه به دکتر به تهران میبردم و چون نظر پزشک انجام آزمایشهای متعدد بود، باید تا اتمام آزمایشها و گرفتن جواب در تهران میماندم؛ خوشبختانه جواب آزمایشها رضایت بخش بود.
راستی کاریکاتور من هم که در بالا اضافه شده، کار دوست عزیزم محمد رسول گودینی مدیر هنری هفتهنامه است که به مناسبت شماره ۱۰۰ کشیده است.
یک بخش دیگر هم با عنوان «نتهشتم در وقت اضافه» به سایت افزوده شده است. بخشی که در
آن نوشتههایی آمده به کودکی که زاده نشده، امّا مشغول زندگی است. اگر به داستان علاقهای ندارید، خواندن این بخش را توصیه نمیکنم.
![]()
نظرات (۱۸)
هنوز هیچی نخوندم. فقط سلام. فقط خوشحالم. فقط دلتنگ بودیم.
ارسال شده توسط من بدون سانسور | ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۰۳ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۲:۰۳
Salam
Besiaar Khorsand shodam ke Dobare Weblogetoon be kar oftad. Hamishe Sar mizanam.
Shad bashid!
KAMRAN
ارسال شده توسط Kamran | ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۲۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۲:۲۲
درود
محمد رضا جان دوست، دوست داشتنی وقابل احترام من، خوشحالم که دوباره میتونم از این طریق باهات در ارتباط باشم. واقعا خوشحالم. موفقیت تو و پایداری نت هشتم آرزوی منه.
به امید فرداهای روشن.
زنده باشی به عزت وعشق نازنین رفیق.
ارسال شده توسط پدرام علیزاده | ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۳:۲۹
واسه چی فیلتر شده بودی که حالا رفع فیلتر شدی؟ مشکوک میزنی محمدرضا !!!
شفای عاجل مادر گرامیتان را از حضرت احدیت خواستاریم.
ارسال شده توسط رضا عظیمی | ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۲۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۹:۲۸
خب من امدم که ازت تشکر کنم که به وبلاگم سرزدی.
ارسال شده توسط ارباب جانگ بوگو | ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۲۰:۰۱
سلام
سلام
سلام
خوشحالم كه برگشتين.....خانوادهی نقد حال رو هم جالب نوشتين....در كنار هم مانا باشيد.
ارسال شده توسط غريبهای نام آشنا | ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱۳:۲۱
سلام
آمدنتان در روز تولدم ، هديهی باشكوهي بود.
برای سلامتي مادر نازنينتان دعا میكنم.
ارسال شده توسط شينا | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۱۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ۰۷:۱۶
ای كاش كه جای آرميدن بودی
يا اين ره دور را رسيدن بودی
خيلی ويرانم...خيلی...
ارسال شده توسط سميرا | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ۲۰:۲۸
سلام.
این مدت بارها سر زدم. برابر با مقررات جمهوری ...
خوشحالم که برگشتید.
آرزوی موفقیت روز افزون بارایتان دارم.
الهام کرمانشاهی.
ارسال شده توسط الهام | ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۱۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ اسفند ۱۳۸۶ ۰۸:۱۵
سلام ببخشید من تصویر لوگوی وبتون رو زدم تو وبلاگم خیلی زیبا بود
ارسال شده توسط خاک | ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۱۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰۰:۱۰
سلام خوبی از اینکه به خونه دلم سر زدی خوشحالم کردی بازم منتظر حضور گرمت هستم
بهترین چیست همان را برایت آرزو میکنم
وقتی از هیاهوی آدمها دلم میگیرد و روحم همچون تشنهای دریای آرامش را جست و جو میکند پرندهی خیال را به سوی افق بیانتهای یاد تو میفرستم و آنگاه تلاطمهای امواج شور عشق تو قلبم را تسکین میدهد0
ارسال شده توسط ارغوان | ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۰ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰۸:۵۰
سلام مرسی از نظرت
خیلی عزیزی
ارسال شده توسط کامیار | ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۴۹ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۷:۴۹
هوا خيلي سرد بود و برف میباريد. آخرين شب سال بود .
دختری كوچك و فقير در سرما راه میرفت. دمپايیهايش خيلی بزرگ بودند و برای همين وقتی خواست با عجله از خيابان رد شود دمپايیهايش از پايش درآمدند. ولی تنوانست يك لنگه از دمپايیها را پيدا كند ..
.
.
بقیه داستان رو دوست داشتی تو وبم بخون منتظر حضور گرمت هستم
ارسال شده توسط ارغوان | ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۶
محمدرضا جون سلام
خیلی خوشحالم از فیلتر رها شدی.
شاد زی مهرافزون
ارسال شده توسط پیامبر دیوانه | ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۲۰:۲۷
سلام دوست عزیز خیلی ممنون که به من سر میزنی و نظرات گرم تو میگی.
در خصوص پوتین گفته بودی که مردم روسیه دوستش دارن بر فرض قبول حرف شما باید این موضوع را در نظر گرفت که پوتین با حمایت علنی از فرد مشخصی از محبوبیتش سوء استفاده کردو این خلاف اصول دمکراسی است.
دوست عزیزم ماندن طولانی شخصی در قدرت (چه مردم بخواهند و چه با زور) باعث دیکتاتوری میشود.
ارسال شده توسط محمدرضا | ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۲۲:۵۱
برای سلامتی مادرت خدار روشکر. سلام برسان.
باز اومدی تهران به ما سر نزدی؟!
ارسال شده توسط شیرین ناز | ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۸ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۲۳:۲۸
موفق باشید درگیر انتخاباتم شرمنده هستم که نتونستم تو این مدت سر بزنم به امید دیدار دوباره
مهدی[گل]
ارسال شده توسط مهدي | ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۰۵ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۴:۰۵
محمد رضا جان کم پیدای؟! امیدوارم هر کجا هستی سلامت ودلشاد باشی دوست عزیزم.
ارسال شده توسط پدرام علیزاده | ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۱۷ قֽظֽ
ارسال شده در ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۰۱:۱۷