« ایستاده‌ام چو شمع | صفحه اصلی | انتخابات مجلس هشتم »

خانواده نقدحال

نشریه از چاپخانه برمی‌گردد به دفتر. هر كس یك نسخه را تا می‌كند و در گوشه‌ای مشغول مطالعه می‌شود، طبیعی است كه قبل از هر چیزی هم به دنبال مطلب خودش می‌گردد و وقتی خیالش‌اش از كیفیت چاپ مطلب‌اش راحت شد، می‌رود به سراغ بقیه‌ی مطالب نشریه.
این اتفاقی است كه تقریبا هر هفته در دفتر هفته‌نامه نقدحال می‌افتد. معمولا اولین نسخه‌ای هم كه تا می‌شود، سهم من است، تا هم نگاهی اجمالی به آن بیاندازم و هم بعنوان نمونه كار انجام شده به مدیرمسئول نشان‌اش بدهم كه این هفته هم گذشت.


در حدود یك‌سال پیش بود كه پس از جشنواره مطبوعات غرب كشور، تصمیم گرفتیم دوباره انتشار هفته‌نامه نقدحال را دنبال كنیم. تصمیمی سه نفره و قراری بین غلامرضا نوری‌علاء، یوسف سیفی و من.
با هر مكافاتی بود شروع كردیم، اولین شماره را با همان سبك و سیاق قبل در نیمه آخر اسفند سال گذشته منتشر كردیم و بعد تصمیم گرفتیم به طراحی و صفحه‌بندی جدید.
از ابتدای امسال شروع كردیم به كاری كه قرار بود منظم و حساب شده پیش برود، ولی هر بار موضوعی تازه از گوشه‌ای تازه سر بر می‌آورد و ما هم می‌افتادیم به یافتن چاره‌ای جدید.
شماره‌های اول سال جدید بود كه نوشتن مطالب و تایپ و صفحه‌بندی و انتخاب عكس و گرفتن اخبار از اینترنت و الخ را هر كدام از ما سه نفر انجام می‌دادیم. تا اینكه مهدی مرادی به جمع ما اضافه شد. پسر ساكت و آرامی كه این روزها دیگر چندان ساكت و آرام نمانده و به قول خودش این از نتایج مصاحبت با من است.
مهدی شد مدیر فنی و بار تایپ و صفحه بندی را از دوش ما برداشت گرچه تا آنروز با هیچ برنامه صفحه‌بندی كار نكرده بود و تازه نشست و كارهای ابتدایی با كارل‌دراو را از من آموخت، اما با پشتكار و تلاش خود به جایی رسیده كه به جرأت می‌توان گفت از بهترین صفحه آراهای غرب كشور است.
بعد كم كم افراد دیگری به جمع پیوستند. اولین آن‌ها سمیه چاووشی بود كه با آمدن‌اش عنوان كم‌سن‌ترین عضو گروه را از من گرفت. دختری كه نمی‌دانم روز اولی كه گفتم مطلب‌ات به درد نمی‌خورد و پاره‌اش كردم. چقدر در دل‌اش به من بد و بیراه گفت. اما امروز خودش می‌داند كه كار من آن‌‌روز چقدر لازم بود.
از خبرنگاران آن روزها تنها آرزو رحیمی است كه محكم و استوار هنوز در نقدحال باقی‌مانده و گرچه كمی پر سر و صدا است ولی الحق والانصاف كارش را خوب بلد است.
پرستو خوشبو و سهیلا خدوك هم خبرنگاران تازه بودند كه پس از اطلاعیه‌ ما برای جذب خبرنگار به دفتر آمدند و از بین ده‌ها نفری كه آمدند و به هر دلیلی رفتند ماندند و امروز در بین خبرنگاران استان جایی برای خود پیدا كرده‌اند. گرچه راهی طولانی برای روزنامه‌نگار شدن در پیش دارند و خودشان هم مدام بر من تأكید می‌كنند كه قرار بوده در خصوص روزنامه‌نگاری برای‌شان كلاس بگذارم و فقط دو جلسه برگزار شد، اما هر كدام كارهایی كرده‌اند كه جای تقدیر دارد. كارهایی همچون سئوال پیچ كردن استاندار، گرفتن وقت مصاحبه از رئیس كل دادگستری و كشاندن فرماندار و رئیس دانشگاه‌ها پای میز مصاحبه، كه در استان كرمانشاه چندان سابقه نداشته است.
بعد از این‌ها یونس كاویانی‌فخر به جمع بچه‌ها اضافه شد، كه در دفتر خیلی كارها كرد، از خبرنگاری تا ذیحسابی. گرچه فعلاً ذیحسابی را انداخته به گردن من و به این دلیل اصلاً حلال‌اش نمی‌كنم. ولی در كل آدم كوشا و پرتلاشی است و همه‌ی ما امیدواریم كارش در تهران زودتر درست شود كه این خود دو نعمت است.
محمدرضا پشوتن‌فرد هم دوست تپل من و پسرعموی یونس است. مرد همه‌كاره دفتر. دبیر سرویس ورزشی، خبرنگار، مسئول وصول، تایپیست و مسئول خرید.
راستی پای این دو نفر را مهدی مرادی به دفتر باز كرد.
فریبرز شیخی هم عضو دیگر دفتر ماست. هم یادداشت سیاسی می‌نویسد. هم با نامزدهای انتخابات مذاكره می‌كند، هم به واسطه‌ی رشته‌اش در خصوص گیاه‌درمانی اطلاع‌رسانی می‌كند. هر كاری هم كه از او بخواهی كوتاهی نمی‌كند. راستش مسئولیت آوردن نشریه از چاپخانه به دفتر را هم بر عهده گرفته است.
سوگل دهو هم آخرین عضو دفتر است كه آمده تا كمبودهای ما در بخش خبرنگاری را جبران كند.
امروز دیگر دفتر نشریه شلوغ شده و روزهای تنهایی من و مهدی که با هم ناهار می‌خوردیم و بعد هم روی مبل‌ها دراز می‌كشیدیم گذشته، راستی مهدی یاد آن روزها را داری؟
امروز دیگر هر كس كاری را بر عهده گرفته و من مجبور نیستم برای انجام كارهای نشریه آنقدر در دفتر بمانم كه در ساختمان را قفل كنند و ناچار شوم در دفتر بخوابم.
دیگر اعضای تحریریه توی اتاق كوچك جا نمی‌شوند و وقتی همه‌ی اعضا در دفتر جمع می‌شوند، پیدا كردن جایی برای تلفن زدن غیرممكن می‌شود.
تصمیمات دفتر در شورای سردبیری و با حضور مدیر مسئول گرفته می‌شود، در جلساتی كه معمولاً در پایان روز گرفته می‌شود و حاج آقا نوری علاء هم مدام می‌خواهد برود تا به شام خانه برسد.
جدای از اعضای تحریریه حضور همكارانی و دوستانی چون محمد رسول گودینی،‌ فرزانه حق‌شناس، حسن رباطی، ح-مولائی‌فر، لطف‌اله كنجوری، محمدرضا منتظریانی، محمد شرفی، حمید پاكزاد، رضا ظهرابی و پارسا كرمانیان انتشار نقدحال را غنی‌تر می‌كنند.
امروز هفته‌نامه نقدحال تنها نشریه‌ی استان است كه مشترك‌های بسیار دارد، مطالب منتشر شده در آن از سوی نشریات سراسری بازچاپ می‌شوند و الخ و این میسر نشد مگر با تلاش همه همكارانی گرانقدر که ما را یاری كردند و زحمت بچه‌های تحریریه كه گرچه همه از من بزرگترتند ولی بچه‌های من محسوب می‌شوند كه گاهی باید بین‌شان پادرمیانی كنم.
همه‌ی ما خانواده‌ای هستیم كه امروز به اینجا رسیده‌ایم، خانواده‌ای بزرگ و خانه‌ای قدیمی به نام «دفتر هفته‌نامه نقدحال».

نظرات (۲)

برای شما و همه دوستانتان که دوستان من هم هستن موفقیت سلامتی وشادی آرزو می‌کنم. امیدوارم قلمتان همواره سبز باشد.

درود مرا به دیگر دوستان برسانید.

زنده باشید به عزت وعشق

haj mamad:

mohamad jan salam.khobi azizam?
nemidini ke cheghadr to in chand rozi ke nabodi jat khali bod. bedon vojod to shomare 100 ro daravordim. vali az khoda mikham ke shomare1000 kenar ham bashim.
omidvaram ke hale madaret ham zodzod khob beshe
az inke dar in chand mah dar kenar to va digar bacheha bodam m tavanestam mataleb ziyadi az shoma yad begiram kheli khoshhalam va az khoda mikham ke hamishe to zendgit movafagh bashi.
bye

ارسال نظر

(اجازه بدهید نظر شما را پیش از بقیه خود من بخوانم. از صبر شما متشکرم.)

درباره

نت‌هشتم گفتنی‌هایی است که احتمالا بسیاری آنرا می‌دانند، ولی شهامت ابراز آنرا حتی برای خودشان هم ندارند.

ارسال قبلی این وبلاگ ایستاده‌ام چو شمع بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ انتخابات مجلس هشتم است.

در صفحه اصلی وبلاگ و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.


صفحه اصلی سایت
پيوندها
مووبیل تایپ
گزارشگران بدون مرز
انجمن صنفي روزنامه‌نگاران
انجمن فيزيك
كانون پژوهشگران فلسفه و حكمت
ایران پرس
کانون نویسندگان ایران
مسعود بهنود
سید ابراهیم نبوی
سید ابراهیم نبوی (وبلاگ)
نیک آهنگ کوثر
شیرین عبادی
عمادالدین باقی
مسیح علی‌نژاد
سید مصطفی تاج زاده
عباس عبدی
عباس معروفی
عطاالله مهاجرانی و جمیله کدیور
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
دکتر احمد فردید
دکتر علی شریعتی
عبدالکریم سروش
محسن کدیور
دکتر امید مسعودی
کرمانشاه آن‌لاین
امیر بابایی
روح الله باقرآبادی
افشین شورجه
سجاد سليماني
سمیرا قیاسی
عادل سلیمانی
مهرداد حمزه
روح انگیز دولتشاهی
حنیف مزروعی
سهیل (بند۲۰۹)
علی (همین جا روی زمین)
تورج (مشق های من)
امید توسلی (دریغا انسان...)
میرا
بابک
شیرین ناز (پابرهنه در بهشت)
دیدگاه‌نو
علی یگانه
سجاد جلیلیان
مهدی مرادی
یوسف سیفی
پارسا فرزین
ابوذر آذران
محمد علیجانی (اسیر)
کابوک (عاطفه‌انوارفرد)
آرش روزبه
سجاد نیکنام
میثم کریم‌پور
سولماز شریفی
احسان سلگی
کامیار فلامرزی
احسان ولی‌زاده
پدرام علیزاده(فردا)
من بدون سانسور
س