<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>نت‌هشتم (وبلاگ)</title>
      <link>http://www.not8.ir/weblog/</link>
      <description>نت فالش یک روزنامه‌نگار آزاد</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 1389</copyright>
      <lastBuildDate>۴ شنبه, 29 اسفندماه 1386 18:38:09 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>سال ۸۶ رفت</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[انگار همین دیروز بود که نشسته بودم در کافی‌نت ربوکاپ نهاوند و مطلبی را نوشتم با عنوان «<a href="http://www.not8.ir/weblog/1385/12/29/post_28.html"><u>سال ۸۶ آمد</u></a>» و امروز ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ است و کمتر از چند ساعت به آغاز سال ۱۳۸۷ مانده و این یعنی یک سال دیگر هم گذشت و باید گفت: ای عجب امروز‌ها دیروز شد.
تا امروز وقتی می‌گفتیم امسال منظورمان ۸۶ بود و از فردا ۸۶ پارسال می‌شود و ۸۷ امسال.
شاید سال معیار خوبی است برای سنجش گذر عمر آدمی، امّا من فکر نمی‌کنم معیار مناسبی هم باشد برای سنجش اعمال آدمی. زیرا یک‌سال یعنی بیش از ۳۱ میلیون ثانیه -به طور دقیق ۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه- که در هر کدام از آنها ممکن اتفاقی بیفتد که تمام ماجرا را زیر و زبر کند.
وقتی به کارنامه یک‌سال گذشته‌ام می‌نگرم، آنقدر اتفاق عجیب و غریب به چشم می‌آید که خودم وحشت‌ام می‌گیرد. تصمیم گرفته‌ام در تعطیلات نوروز این اتفاقات را هر چند اجمالی بررسی کنم، امّا فکر نمی‌کنم در یکی دو پست بشود یک‌سال را خلاصه کرد.
ولی اگر بخواهم سال ۸۶ را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم «سال تحول‌ها و امیدهای بی‌سرانجام.»

هر چه بود یک‌سال دیگر هم گذشت با همان حسرت چند ساله، آنقدر مصیبت اطراف‌مان را فرا گرفته که من هنوز جایی برای مبارکی عید خالی نکرده‌ام.

این هم فال امسال من که شاید در این چند وقته بیش از ۵۰ بار در فال من آمده است و امروز هم باز آمد.

دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور

ای گل بشکر آن که تویی پادشاه حسن
با بلبلان بی​دل شیدا مکن غرور

از دست غیبت تو شکایت نمی​کنم
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور

گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد
ما را غم نگار بود مایه سرور

زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار
ما را شرابخانه قصور است و یار حور

می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی
گوید تو را که باده مخور گو هوالغفور

حافظ شکایت از غم هجران چه می​کنی
در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور

<img alt="m.gif" src="http://www.not8.ir/m.gif" width="85" height="48" />]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/29/post_78.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/29/post_78.html</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 29 اسفندماه 1386 18:38:09 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گناه هیچ کس نیست</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">از دور، دل به دلم دادی
گناه هیچكدام‌مان نبود
دل هر دوی مان خوست
از دور،  در دل‌ام را كوبیدی
آمدی داخل و گفتی بیرون نمی‌روم، بیرون نمی‌روم
حالا در عمق دلم پنهان شدی و
هر چه می‌کنم پیدایت نمی‌کنم تا بیرونت کنم، پیدایت نمی‌کنم
تویی که تمام سرزمین‌های عشق
به قربانی تو شهری ویران شدند
به قربانی تو
دل‌ام سرگشته‌ی دشت عاشق‌هاست و
سربلندی زندگی‌ام به نفس تو بسته است
آه و افسوس، که من و تو هرگز به هم نمی رسیم
نمی رسیم
چرا كه سرنوشت ما در سرزمینی بی نام و نشان پیوند خورده است
که هر چه برویم، اصلاً پیدایش نمی‌كنیم
چرا كه پیدا شدنی نیست

آن دورها، تو دل شکسته، نشسته ای به گریه و فریاد، از عشقی بی سرانجام
اینجا دور تر از دور، من بیچاره مانده‌ام، با دلی پر زخم و ناله و گریه‌ای همیشگی

غم‌خواری از كجا بیابم
برای ناله‌هایی‌ پر از گریه و درد
خدایا! درد دوری را تو در دل آفریدی
پس مرهم صبوری کجاست؟!
خدا! پناه عاشقان كجاست

هزاران سال گذشت
و من چشم به راهت بودم
تو از دور آمدی و آتش عشق‌ات یک‌باره تمام جانم را سوزاند
از اون روز، که در دل‌ام نشستی
هر كجا می روم با منی
به همین خاطر بی تو ناتوانم، ناتوان
تا آخرین لحظه‌ی زندگی‌ام
عشق تو خون جاری در رگ‌های من است
اما چه خاكی بر سر كنم
وقتی سرنوشت این‌گونه است كه
تو باران باشی و من بیابان،
من زمین باشم و تو آسمان
ما به هم نمی رسیم، هر کاری هم که کنیم
آ...ی خدا.

</p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/29/post_97.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/29/post_97.html</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 29 اسفندماه 1386 02:18:48 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>انتخابات مجلس هشتم</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">میدان مركزی شهر است و برای رفتن به محل كار باید بخشی از میدان را دور زد. فضای شهر به علت نزدیك شدن به عید و آغاز تبلیغات رسمی كاندیداهای انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی متفاوت از قبل شده است.
چند پسر جوان در گوشه‌ای از میدان مشغول توزیع زندگی‌نامه آقای مهندس .... هستند. كمی آن‌طرف‌تر پوستر قطع A5 خانم ..... كه به لطف برنامه‌های كامپیوتری متعددی چون فتوشاپ به بازیگران سینما شبیه شده را هر نسخه 100 تومان می‌فروشند. در كناری كارت ویزیت آقای دكتر ..... را پخش می‌كنند. آن‌طرف‌تر بروشور اهداف و برنامه‌های دكتر ..... به عابران داده می‌شود. در كناری صفی از كودكان برای گرفتن بادكنك‌هایی رنگی با شعارهای تبلیغاتی مهندس ........ به چشم می‌خورد.
</p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/25/post_77.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/25/post_77.html</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 25 اسفندماه 1386 09:05:56 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خانواده نقدحال</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">نشریه از چاپخانه برمی‌گردد به دفتر. هر كس یك نسخه را تا می‌كند و در گوشه‌ای مشغول مطالعه می‌شود، طبیعی است كه قبل از هر چیزی هم به دنبال مطلب خودش می‌گردد و وقتی خیالش‌اش از كیفیت چاپ مطلب‌اش راحت شد، می‌رود به سراغ بقیه‌ی مطالب نشریه.
این اتفاقی است كه تقریبا هر هفته در دفتر هفته‌نامه نقدحال می‌افتد. معمولا اولین نسخه‌ای هم كه تا می‌شود، سهم من است، تا هم نگاهی اجمالی به آن بیاندازم و هم بعنوان نمونه كار انجام شده به مدیرمسئول نشان‌اش بدهم كه این هفته هم گذشت.
</p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/15/post_95.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/15/post_95.html</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 15 اسفندماه 1386 11:01:26 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ایستاده‌ام چو شمع</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[بالاخره با هر زحمتی بود توانستم مشکل پیش آمده در سایت نت‌هشتم را که مانع دسترسی کاربران به مطالب سایت می‌شد را بر طرف کنم.
برگشتم و این‌بار با تجربه‌ای دیگر.
سعی کردم برنامه‌های جدید و امنیتی روی سایت نصب کنم تا دیگر با چنین مشکلاتی مواجه نشوم.

این هفته صدمین شماره هفته‌نامه نقد حال منتشر شد.
صد یعنی خیلی و به همین دلیل ما هم از خیلی قبل‌تر تصمیم گرفتیم به این مناسبت ویژه‌نامه‌ای منتشر کنیم.
قرار بود هرکدام از اعضای نشریه مطلبی در خصوص این صد شماره بنویسند، من هم مطلب «<a href="http://www.not8.ir/PERIM/2008/03/post_15.html"><u>خانواده نقدحال</u></a>» را در این‌باره نوشته‌ام. که در <a href="http://www.not8.ir/PERIM"><u>نت‌هشتم پریم</u></a> آمده است.

***************************
این هفته باز هم من کرمانشاه نبودم، باید مامان را برای مراجعه به دکتر به تهران می‌بردم و چون نظر پزشک انجام آزمایش‌های متعدد بود، باید تا اتمام آزمایش‌ها و گرفتن جواب در تهران می‌ماندم؛ خوشبختانه جواب آزمایش‌ها رضایت بخش بود.

راستی کاریکاتور من هم که در بالا اضافه شده، کار دوست عزیزم محمد رسول گودینی مدیر هنری هفته‌نامه است که به مناسبت شماره ۱۰۰ کشیده است.

یک بخش دیگر هم با عنوان «نت‌هشتم در وقت اضافه» به سایت افزوده شده است. بخشی که در 
آن نوشته‌هایی آمده به کودکی که زاده نشده، امّا مشغول زندگی است. اگر به داستان‌ علاقه‌ای ندارید، خواندن این بخش را توصیه نمی‌کنم.

<img alt="m.gif" src="http://www.not8.ir/m.gif" width="85" height="48" />
]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/14/post_76.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/14/post_76.html</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 14 اسفندماه 1386 20:30:22 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>باز خواهم گشت</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[از دیروز -جمعه مورخ ۳ اسفند ۸۶- صفحه اصلی نت‌هشتم به دلیل نامعلوم فیلتر شد.
برخی از دوستان با استفاده از فیلتر شکن و یا با ورود به بخش‌های دیگر سایت -وبلاگ و نت‌هشتم پریم- به سایت وارد شده‌اند.
فعلاْ در حال بررسی دلیل فیلتر شدن سایت هستم.
یه امکان که موقع گرفتن هاست روی سایت به من دادند، اینه که می‌شه با اعمال یه سری برنامه‌ها می‌شه از فیلترینگ گذشت. که دارم روی برنامه‌ی اون کار می‌کنم.

فعلاْ به علت عدم حضور در دنیای مجازی معذرت می‌خوام.

موفق باشی و عاشق

<img alt="m.gif" src="http://www.not8.ir/m.gif" width="85" height="48" />]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/04/post_75.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/04/post_75.html</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 04 اسفندماه 1386 16:33:51 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حق من بیچاره</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[دبیر محترم سرویس سیاسی روزنامه اعتماد ملی
با سلام و احترام
در توضیح خبر «بازداشت سردبیر هفته‌نامه نقدحال در کرج» که در ستون زمزمه صفحه آخر (۱۶) شماره ۵۸۹ روزنامه اعتمادملی مورخ اول اسفند ۸۶ چاپ شده است. لازم به ذکر است که آقای سید محمد میرحبیبی سردبیر نقدحال نبوده و تنها مجوز انتشار یک شماره این هفته‌نامه را در استان تهران داشته‌اند و هم‌اکنون هیچ سمتی در نقدحال ندارند.
گذشته از این دلیل بازداشت ایشان هیچ ارتباطی به فعالیت مطبوعاتی‌شان در قالب هفته‌نامه نقدحال ندارد.
لذا خواهشمند است خبر مذکور را اصلاح فرمائید.
با تشکر-سردبیر
محمد رضا عطایی

این متن نامه‌ای است که امروز برای دبیر سرویس سیاسی <a href="http://www.roozna.com"><u>روزنامه اعتمادملی</u></a> فکس کردم، از صبح چند نفر از دوستان از طریق  SMS ،E-mail و کامنت از بازداشت شدن من ابراز نگرانی کرده و یا بنده را به دروغ‌گویی درباره سمت‌ام در نقدحال محکوم کرده‌اند.
<a href="http://www.roozna.com/Images/Pdf/16_1_12_1386.Pdf"><u>متن خبر اعتمادملی</u></a> به این شرح است:
«شنیده شده که سیدمحمد میرحبیبی سردبیر هفته‌نامه «نقدحال» در شهرستان کرج توسط عوامل ناشناس بازداشت شد. گفته شده که صبح دوشنبه افرادی ناشناس با مراجعه به منزل حبیبی با اعلام اینکه از سوی شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان کرج حکم جلب او را دارند وی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند. پدر این روزنامه‌مگار نیز از بی‌نتیجه ماندن پیگیری‌ها درباره وضعیت فرزندش ابراز نگرانی کرده است.»

تحریریه نقدحال ضمن ابراز نگرانی از وضعیت این روزنامه‌نگار و درخواست آزادی وی، هرگونه ارتباط ایشان با تحریریه را تکذیب می‌کند. زیرا آنچه در کشور ما مرسوم است زدن گردن مس‌گر شوشتری به گناه آهن‌گر بلخی است. آش نخورده و دهن سوخته هم که دردش به مراتب بیشتر است.
ماجرای رابطه آقای میرحبیبی با نقدحال برمی‌گردد به ۲۳ آذر ۸۶ که قرار شد ایشان یک شماره نقدحال ویژه استان تهران را در شهر کرج منتشر کند. حال چه‌کسی ایشان را سردبیر کرده هنوز معلوم نیست.
بابا یه نفر از حقوق من بیچاره دفاع کند.

پس‌نوشت: روز شنبه مورخ ۴ اسفند، متن توضیح در ستون زمزمه‌های اعتماد ملی چاپ شد.
ضمن تشکر از سرویس سیاسی این نشریه، جهت خواندن متن توضیح <a href="http://www.roozna.com/Images/Pdf/16_4_12_1386.Pdf"><u>اینجا</u></a> کلیک کنید.]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/01/post_94.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/12/01/post_94.html</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 01 اسفندماه 1386 01:13:47 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>چرا...؟!</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">دل‌ام چیزهای عجیب و غریب می‌خواهد، چیزهای مبهم و موهوم. دل‌ام می‌خواهد یك ریز تخمه بشكنم؛ دل‌ام چای می‌خواهد؛ دل‌ام می‌خواهد یك لیوان بزرگ قهوه تلخ و غلیظ را یك‌جا سر بكشم.
دل‌ام می‌خواهد یك كسی بیاید، كسی كه هنوز رنگ روز-مرگی نگرفته بیاید و به حرف‌هایم گوش كند و با من حرف بزند، بماند و نرود، تا هر وقت دل‌ام از روزمرگی‌ها گرفت به او نگاه كنم و ایمان‌ام محكم شود كه هنوز كسی هست كه آدمیت خود را به حكایت هر روزه زندگی نفروخته است.
دل‌ام می‌خواهد بروم استخر و روی آب شناور شوم. دل‌ام می‌خواهد برم در جكوزی آب گرم آنقدر بمانم كه تمام بدن‌ام به آن عادت كند،‌ بعد بیرون بیایم و بلافاصله بپرم درون جكوزی آب سرد، تا تمام سلول‌های بدن‌ام مورمور شود.
</p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/27/post_74.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/27/post_74.html</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 27 بهمنماه 1386 11:42:39 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تغییر مدیریتی در استان</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[امام جمعه کرمانشاه از سمت خود برکنار شد.
این خبر که از شب گذشته در محافل کرمانشاه به گوش می‌رسید، امروز از سوی <a href="http://kermanshah.isna.ir/mainnews.php?ID=News-15900">مسئول روابط عمومی بیت امام جمعه کرمانشاه</a>، تایید شد.
]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/21/post_93.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/21/post_93.html</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 21 بهمنماه 1386 11:00:19 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دوشنبه نیست</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[<strong>درآمد:</strong> همه چیز از آنجا شروع شد، که دوشنبه‌ای باید می‌آمد، ولی جلوی آمدن‌اش را گرفتند و همه چیز در یک‌شنبه متوقف شد. به همین دلیل است که هیچ‌وقت دوشنبه نمی‌شود.


- <strong>سلام؛                   امروز دوشنبه نیست؛                من نیستم؛
 لطفاً پس از شنیدن صدای بوق؛                      هرطور دل‌تان خواست پیام بگذارید.</strong>
- سلام؛                  همه جای شهر رو مه گرفته؛            چشم، چشم رو نمی‌بینه؛
می‌دونستم منظره‌ی مه رو دوست داری؛        زنگ زدم بریم بیرون؛              به من زنگ بزن.

- <strong>سلام؛                   امروز دوشنبه نیست؛                من نیستم؛
 لطفاً پس از شنیدن صدای بوق؛                      هرظور دل‌تان خواست پیام بگذارید.</strong>
- تق؛

- <strong>سلام؛                   امروز دوشنبه نیست؛                من نیستم؛
 لطفاً پس از شنیدن صدای بوق...</strong>
- الو؛            معلوم هست كجایی؛          دوشنبه نیست كه نیست؛
چرا تلفن رو جواب نمی‌دی                     حتماً زنگ بزن؛                   كارت دارم.]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/15/post_73.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/15/post_73.html</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 15 بهمنماه 1386 22:55:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نقدحال شماره ۹۶</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[شماره ۹۶ هفته‌نامه نقدحال این هفته منتشر شد.
به علت رخوت معمولی که در گروه سیاسی وجود دارد، و فضای سراسر سیاسی انتخابات ناچار شدم مطلب سیاسی را هم خودم بنویسم. مطلبی با عنوان <strong>ابهام در تبلیعات انتخاباتی</strong> که تیتر یک این شماره شده است.
این مطلب به قرار زیر است:
استفساريه مجلس در خصوص قانون تبليغات انتخابات 24 اسفند از سوي شورای نگهبان به مجلس برگشت داده شد. 
امّا با اين وجود باز هم نامزدهای اين انتخابات نمی‌توانند به امكان چاپ عكس، پوستر و غيره اميدوار باشند زيرا شورای نگهبان در خصوص اينكه نفس طرح مشكل قانونی دارد يا نه، اظهار نظری نكرده بلكه موضوع اين مصوبه را قانون‌گذاری دانسته نه استفسار.
شورای نگهبان طرح دو فوريتی استفساريه ماده (61) قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی را مغاير با قانون اساسی شناخته و اعلام كرده است: با توجه به نظريه تفسيری شورای نگهبان از اصل73 قانون اساسی، طرح‌ استفساريه ماده (61) قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب 1386، تفسير نيست بلكه قانونگذاری است، لذا مغاير اصل73 قانون اساسی شناخته شد.
با اين تفاسير به احتمال يقين مجلس در آينده نزديك موضوع اين مصوبه را به صورت قانونی مشخص تصويب خواهد كرد و از آنجا كه منعی قانونی در اين طرح ديده نمی‌شود به احتمال زياد از تصويب شورای نگهبان هم خواهد گذشت.
زيرا قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب 1386 كه از تصويب شورای نگهبان نيز گذشته در ماده 61 خود، چاپ و الصاق اعلاميه، عكس و غيره را ممنوع اعلام كرده، تنها مسئله‌ای كه سبب برگشت اين مصوبه به مجلس شده، استفسار اين ماده واحده بود كه آيا مراد قانون‌گذار در قانون فوق‌الذكر هرگونه الصاق و نصب اعلاميه، عكس، پوستر، بنر و پارچه‌های تبليغاتی به طور كلی ممنوع است؛‌ ناظر بر چاپ عكس و پوستر هست يا خير؟
كه در اين رابطه نظر مجلس بر اين بود كه «بلی، ممنوعيت نصب و الصاق پوستر شامل آن نيز می‌شود.»
به گزارش فارس، معاون سياسی وزير كشور و رئيس ستاد انتخابات كشور به عنوان مجری اصلی اين قانون، گفت:‌ از نظر ما تاكنون وضعيت چاپ عكس مشخص نيست و ما منتظر اعلام نظر شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی هستيم.
عليرضا افشار افزود: ما مجری قانون هستيم و اميدواريم هرچه زودتر وضعيت اين قانون و نحوه تبليغات كانديداها مشخص شود. تا ما هم بتوانيم دستورالعملی را در چارچوب قانون ارائه دهيم.
فرماندار كرمانشاه نيز در خصوص قانون تبليغات انتخابات و تغييرات احتمالی آن گفت: تا كنون هيچگونه اصلاحيه‌ای به دست ما نرسيده است و كماكان طبق ماده 61 اصلاحيه الصاق هرگونه عكس و پوستر ممنوع می‌باشد.
دكتر محمد حسين رحيمی اظهار داشت: در مورد نوع تبليغ كانديداها از برخی جهات ابهاماتی وجود دارد كه با توجه به اصلاح آن و تصويب نهايی مجلس و تأييد شورای نگهبان متعاقبأ اعلام خواهد شد.
با اين تفاسير عدم امكان چاپ عكس و پوستر كه بی‌شك مصوب خواهد شد، بيشتر به نفع نامزدهايی خواهد بود كه شناخته شده‌تر هستند و در اين بين سهم نمايندگان كنونی مجلس هفتم هم چندان اندك نيست.

جهت مشاهده نصویر صفحه اول شماره ۹۶ نقدحال <a href="http://i29.tinypic.com/n4xpxj.jpg"><u>اینجا</u></a> کلیک کنید.]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/15/post_92.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/15/post_92.html</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 15 بهمنماه 1386 11:51:27 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>باز هم لغو امتیاز</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[اخباری که هر روز از وضعیت روزنامه‌نگاران می‌رسد، اوضاع را روز به روز بدتر نشان می‌دهد.
در طی یک هفته‌ای که از آغاز ماه یازدهم سال ۸۶ می‌گذرد، یک <a href="http://aoij.ir/001318.php"><u>ماه‌نامه</u></a> و یک <a href="http://aoij.ir/001310.php"><u>روزنامه</u></a> لغو امتیاز شدند.
روزنامه آریا که به سردبیری احمد غلامی <a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8610220185"><u>به صورت آزمایشی</u></a> در حال انتشار بود، بنابر اعلام مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشمول ماده ۱۶ <a href="http://www.magiran.com/article.asp?AID=34"><u>قانون مطبوعات</u></a> شده و <a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8610300413"><u>لغو امتیاز</u></a> شد.
این در حالی است که مدیرمسئول این نشریه <a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8611010140"><u>اعلام کرد</u></a>:  تاكنون 36 شماره نشريه به صورت آزمايشی منتشر شده و 28 شماره نشريه را اعلام وصول كرده‌اند و بقيه هم در جريان اعلام وصول است.
ولی به هر حال این روزنامه چند روزی است که منتشر نمی‌شود.

از سوی دیگر <a href="http://www.zanan.co.ir/"><u>ماه‌نامه زنان</u></a> به مدیرمسئولی شهلا شرکت نیز بنا بر نظر هیئت نظارت بر مطبوعات <a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8611080537"><u>لغو امتیاز</u></a> شد.
لازم به ذکر است ماهنامه زنان تا كنون در 151 شماره منتشر شده و قریب به 16 سال فعالیت مطبوعاتی را پشت سر گذاشته بود. این نشریه را می‌توان تنها نشریه در خصوص زنان ایرانی دانست.

<a href="http://aoij.ir/"><u>انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران</u></a> در اعتراض به شيوه هيئت نظارت بر مطبوعات <a href="http://aoij.ir/001320.php"><u>بیانیه</u></a>‌ای صادر کرده است. پایان این بیانیه آمده:«انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران» با اعتراض به شيوه عمل هيئت نظارت بر مطبوعات در صدور مجوز قطره‌چكانی و تبعيض‌آميز براي انتشار نشريات جديد و نگاه سختگيرانه آن نسبت به نشريات در حال انتشار و توقيف‌های فاقد وجاهت قانونی از همه متوليان امور و اعضای محترم اين هيئت انتظار دارد نسبت به اصلاح روند جاری و پايبندی تام و تمام به همين قانون موجود اهتمام خود را بكار بندند و بيش از اين فضای آزادی بيان و مطبوعات و استقلال حرفه‌ای و امنيت‌شغلی روزنامه‌نگاری را در كشور تنگ و تيره و تار نكنند و در ركن چهارم مردم‌سالاری را به روی منتقدان نبندند كه هنر نظام‌های مردم‌سالار در همين كاركرد نهفته است.

در جامعه‌ای با این شرایط آیا هنوز هم می‌توان به برپایی دموکراسی و انتخاباتی آزاد دل بست؟! فقط همین.]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/09/post_91.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/09/post_91.html</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 09 بهمنماه 1386 09:25:37 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آنی و کمتر از آنی</title>
         <description><p dir="rtl" align="right">ببار برف سفید ببار
ببار و بر همه ساخته‌های رنگین بشر بنشین
ببار و هر چه را که هست  بپوشان
همه جا را سفید کن و یک‌رنگ
تا فرقی نباشد مابین سیاه و سپید

ببار امّا بی‌دریغ باش و یکسان ببار
بر همه و همه و همه

ببار و سرد سرد بر زمین بنشین
تا پای‌ام را برهنه سازم و در آغوش‌ات فرو برم
شاید سرمای تو اندکی از حرارت پایم را فرو نشاند

پاهایم داغ‌اند
و این حرارت یادگار صخره‌های پاییزی بیستون است
تو که به یاد داری
آن غروب را،
مقابل کتیبه‌ی فرهاد
این من بودم که پای برهنه بر سنگ‌ها و صخره‌هایی می‌گذاشتم که یادگاران فرهاد بودند و شاهدان عشق
و باز من بودم که همراهی داشتم
عاشق‌تر از من به من
و من عاشق‌تر از او به او

صخره‌ها برنده بود و سوزان
و ما
هر دو در غربت
گویا وارثان تقدیر فرهاد و شیرین
بی‌واهمه فردا و فرداها
همچنان رفتیم
با پاهایی برهنه در مقابل کتیبه‌ی فرهاد.

امّا امروز
در شهری آشنا
با خاطره‌های با هم بودن مان
من ایستاده‌ام مقابل کتیبه‌ی بی‌کسی
در سرمای برف زمستانی
بی همراه و هم‌قدمی
با وحشت آمدن فردایی دیگر
و تنهایی بیش‌تر

ببار برف سفید، ببار
ببار و دل گرفته‌ی این آسمان بزرگ را خالی کن.

خوش به حالت آسمان
می‌باری با امید بارور ساختن
ولی من
بی‌زمین و امید ثمره‌ای
باید که گرفتگی دل‌ام را پشت حجابی از خنده پنهان سازم
چرا که بارش چشمانم ثمری ندارد
به چه کار می‌آید بارش بر فضایی پر از هیچ

این چگونه باریدنی است
خود را به سخره گرفته‌ای یا ما را
کاش آنی و کم‌تر از آنی
زمینی داشتم برای بارور شدن
یا همراهی می‌داشتم برای هم‌قدمی
تا به تو آسمان پیر می‌آموختم گریستنی را که شش میلیارد سال است نیاموخته‌ای.
تنها آنی و کم‌تر از آنی.</p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/06/post_90.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/06/post_90.html</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 06 بهمنماه 1386 04:21:28 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سر آن ندارد امشب</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[وضعیت رد صلاحیت نامزدهای ثبت‌نام کرده برای هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی به حدی تاسف‌بار است که می‌توان آنرا به جرات در تاریخ ایران بی‌سابقه خواند.
رد صلاحیت گسترده مهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب که سال‌ها در حساس‌ترین و کلیدی‌ترین پست‌های کشور مشغول فعالیت بوده‌اند، نوید اعلام خواست تشکیل یک حکومت یک‌پارچه را به ذهن می‌رساند.
حکومتی که در تمام دنیا ناکارآمدی و خلاف دموکراسی بودن آن به اثبات رسیده است.
بی‌شک زمانی خبرگان کشور تایید صلاحیت نامزدهای ورود به مجلس را در <a href="http://www.majlis.ir/majles/index.php?option=com_content&task=view&id=12&Itemid=88"><u>متن قانون اساسی</u></a> گنجاندند، هرگز گمان نمی‌بردند که روزی این ماده قانونی چنین سبب بروز نگرانی و تشویش اذهان عمومی در کشور شود.
ذهن مردم ایران مشوش شده و این تشویش برخلاف اینکه همیشه به ما روزنامه‌نگاران منصوب می‌شود، از سوی نهادهای دولتی و حکومتی کشور دامن زده شده است. مردم می‌دانند که مجلسی آزاد و متشکل از نمایندگان همه اقشار می‌خواهند امّا این رد صلاحیت‌ها این شاعبه را در ذهن می‌آورد که انتخابات وبه تبع مجلسی آزاد نخواهیم داشت.]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/05/_.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/05/_.html</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 05 بهمنماه 1386 16:59:32 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نقطه‌ی کورم آرزوست</title>
         <description><p dir="rtl" align="right"><![CDATA[چقدر می‌شود تحمل خبرهای بد را داشت؟!
دیگر دارد باور می‌شود که بهترین راه آن است که بروم در جایی به دور از همه وسایل ارتباط جمعی زندگی کنم.
تلویزیون خبر از مرگ می‌دهد.
روزنامه از نبود آزادی بیان منتشر نمی‌شود.
مجله آنقدر خودسانسوری کرده که از خریدن‌اش پشیمان می‌شوی.
رادیو آنقدر برنامه پر سر و صدای بی‌خود پخش می کند که سر درد می‌گیری.
تلفن‌ات که زنگ می‌زند خبراز دوری و جدایی است.
SMS که می‌رسد از زندانی شدن یکی دیگر خبر می‌دهد.
وب‌گردی که می‌کنی، پرپر شدن گل دیگری از باغ ایران را بر سرت می‌کوبند.

دارم دیوانه می‌شوم.
یک نفر پیدا بشود و فقط به من این نوید را بدهد که در خواب‌ام و این خواب شوم بالاخره به پایان می‌رسد.
در هجوم این همه بیداد آنقدر حقیر شده‌ام که حتی این امید واهی هم دل‌ام را خوش می‌کند و بهانه‌ای می‌شود برای ادامه دادن‌ام.

امروز خبردار شدم که ابراهیم لطف‌اللهی دانشجوی سنندجی در بازداشت‌گاه در گذشت.
 فکر نمی‌کنم وقتی در جایی کسی را به خاطر عقیده‌اش زندانی می‌کنند، بتوان در نقطهه‌ای دیگر احساس آزادی کرد.

اخبار تکمیلی را در <a href="http://www.autnews.info/archives/1386,10,0007278"><u>خبرنامه امیرکبیر</u></a> و <a href="http://mag.gooya.eu/politics/archives/2008/01/067090.php"><u>اخبار گویا</u></a> بخوانید.

معلوم نیست شاید هم همین روزها رفتم به نقطه‌ای کور که در دسترس هیچ خبر بدی نباشم؛‌ و در آنجا خودم را گول زدم که چون خبری نمی‌رسد، پس هیچ اتفاق بدی هم در کار نیست.]]></p></description>
         <link>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/01/post_89.html</link>
         <guid>http://www.not8.ir/weblog/1386/11/01/post_89.html</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 01 بهمنماه 1386 07:27:25 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
